اعلام نام مفسدین ، در خدمت یا خیانت به انقلاب
آن شد که چشم بد نگران بودی از کمین / خصم از میان برفت و سرشگ از کنار هم
قرآنهای بالای نیزه همیشه اسباب خوبی برای اثبات خویش و نفی رقیب بوده است . حقیقتا باید به این تاریخ و این صبری که ائمه در صدر اسلام انجام دادند ادای دین کرد . اگر تاریخ صدر اسلام نبود امروز چه دستاویز محکمی را به عنوان حجت یقینی چنگ می زدیم .
مسئله اعلام نام مفسدین اقتصادی ، حق قوه مجریه یا قضاییه ، رییس قوه قضاییه و نمایندگی آقا ، بی اعتبار شدن مسئولین نظام جز قرآنهای بر نیزه و سفسطه هایی است که برای نقد به احمدی نژاد فضای کشور را پوشانده است . لازم است در حد فهم خودم چند نکته ای عرض کنم .
در مسئله نهی از منکر ما اساسا سلب وظیفه نهی از منکر از افراد جامعه را به عهده نداریم . از طرفی اسلام با توجه به نگاه همه جانبه خویش برای جلوگیری از رواج تهمت و خونریزی و قتال حق مجازات را هم به نهی از منکر کننده نمیدهد . پس از تاسیس حکومت اسلامی و بالاخص جمهوری اسلامی برای بحث نهی از منکر و همچنین مجازات های اسلامی دو نهاد تاسیس شد . نهاد قوه قضاییه با هدف مجازات مجرم و نهاد امر به معروف و نهی از منکر برای سازماندهی این واجب الهی نه گرفتن حق آن از مردم .
در وهله اول طبیعی است در صورتیکه شناخت حق و مجازات مجرم را به هیچ ارگانی واگذار نکنیم هرج و مرج پیش آمده و مردم برای مجازات هم چون هیچ محلی رجوعی ندارند به جان هم می افتند . پس اقامه عدل بر اساس قانون یکی از ضروریات جامعه است . از طرفی هم در اندیشه های سیاسی جدید برای جلوگیری از دیکتاتور شدن قوه مجریه و تجمع فساد آور قدرت در دست قوه مجریه بر اساس نظریه تفکیک قوا برای آنکه قوه مجریه هم خود قانون نگذارد و خود مجازات کند بحث قوه قضاییه برای مهار قدرت در نظر گرفته شده است . در نگاه دینی ما نیز از آنجا که شرط حاکم عدالت است ، رییس قوه قضاییه را حاکمی که باید عدال باشد تعیین میکند . امام با نگاه جدید به پدیده های مدرن و با معماری نوین حکومت دینی قوه قضاییه را وسیله ای برای نظارت بر قانون و تادیب متخلفین قرار داد و آن را در زیر نظر حاکم عدال بر پا نمود .
در وهله دوم مرحله شناسایی تا تحویل مجرم در کشور ما زیر نظر نیروی انتظامی است که به دستور قاضی (قوه قضایی) ، زیر نظر پلیس وزارت کشور (قوه مجریه ) و تحت فرامین فرمانده کل قوا (حاکم عادل = ولی فقیه) قرار دارد .
حال در این حلقه یک بحث اخلاقی مطرح است و آن حفظ آبروی متهم تا هنگام مجازات است . تا اینجای بحث روال معمول قاونی و شرعی است .
حالا :
اگر قوه قضاییه به علت ضعف سیستم ، که ناشی از ترس ، رشوه ، مصلحت اندیشی نا به جا ، فرار مجرم ، نفوذ مجرم و یا معدوم کردن پرونده ها سیستم قضایی و قانونی کشور نتوانست مفسدی را اعلام کند چه پیش می آید ؟ آیا وظیفه اسلامی همه انسانها سکوت در برابر تاراج بیت المال است ؟
برخی ایراد میگیرند که اگر این دزدی ها حقیقت دارد نباید گفت چرا که اینها ستون های انقلاب هستند ؟!!!
عجب . نمی دانستیم که ستونهای انقلاب بر پایه تاراج بیت المال ، سکوت در برابر مفسدان اقتصادی تعریف شده است . حکومت دینی لزوما نباید حکومت بی اشتباه باشد . چرا که تمام کارگزارن حکومت که معصوم نیستند ، همه انقلابیون که مقدس نیستند . هر کس تا هر جا با اسلام و به خاطر اسلام ایستاد مقدس است ، اگر شهید شد تربتش تبرک است ، اما بزرگترین رهبران سیاسی این انقلاب هم اگر از خط اسلام خارج شوند نه تنها هیچ قداستی دیگر ندارند که امام ترجیح می داد آنان را در همان حوزه تخصصی علمی خودشان ببیند (مراجعه کنید به نظر امام راجع به آقای منتظری . کسی منکر خدمات او به انقلاب و کمک به پیروزی انقلاب نیست اما از جایی که از خط اسلام خارج شد امام امر فرمودند که ایشان را در مسند علمی خودشان بازگرداند و از هدایت سیاسی مردم دور کنند) هاشمی رفسنجانی در انقلاب نقش داشته ، در ثبات به نظام نقش داشته اما پس از دهه 60 ما هاشمی را لوای دیگری و در خط دیگری میبینیم که سبب میشود امروزه درباره او برای آگاهی مردم اینگونه صحبت کنیم . این اشتباهی است که آقایان مخالف نظام به عنوان مغلطه در دهان مردم انداختند که دیدید اینها دزد بودند . نه آقایان اینها موقعی که انقلاب کردند دزد نبودند ، وقتی که انقلاب شد و نفسانیت حاکم شد و حب ریاست آمد دزدیدند .انقلاب با هیچ کس تعریف نمیشود جز اسلام . امام چون تا آخرین لحظه این اسلام را رها نکرد ما او را پیر خویش می دانیم .
دوباره بگویم عده ای فکر میکنند که اعلام اینکه این مفاسد توسط رییس عالی مجمع تشخیص رخ داده ضرر به انقلاب است . این عین خدمت به انقلاب و عین دیدگاه اسلام است . اگر ما مصلحت اندیشی کنیم به انقلاب خیانت کردیم . در هر سیستم دینی ممکن است که یک کارگزار دینی غیر معصوم دچار لغزش شود . اصلا پویایی و سلامت این سیستم و نظام در آن است که آنرا در هر لباسی بود شناسایی کند و از سیستم خارجش کند . مگر سیستم حکومت امیرالمومنین کارگزار اشتباه نداشت . ؟ حاکم اهواز بود ، حضرت نفرمود به خاطر اینکه مردم به حکومت من بدبین میشوند و به صلاح نیست با او مدارا کنم دقیقا چون او خلاف این سیستم است و مصلحت نظام را بر هم میزند حتی اگر منصوب امیرالمومنین ( که پس از پیامبر از او بالاتر نداریم) هم باشد ، حضرت برش می دارد . حضرت او را در نظام حکومتی خودش تحمل نمی کند . این افتخار انقلاب اسلامی است که اگر مفسدی را یافت ، بدون ترس در هر منصبی که باشد اعلام کند و این شعور را باید به مردم رساند که خدمتگذار انقلاب چون غیر معصوم است ممکن است بر اثر هوای نفس پس از 6 دهه خدمت اشتباه کند . افتخار انقلاب اسلامی باید باشد که با سر بلندی او را معرفی کند و بگوید نظام من سالم است . نه مثل یک دندان پوسیده که سالهاست بدن تو را دردش آزار میدهد پنهانش کنی .