بسم الله الرحمن الرحيم
...و رحمتي گسترانيد و رمضاني گماشت...
تا هر بنده صرف بنده بودنش کام و کردار از مبطلات گيرد و از ميان دوازده ماهِ به رخ کشيده شدن خدايي خداوند، يک ماه ، بندگي خويش را به رخ پروردگارش کشد.
«او خود مگر به لطف خداونديي کند ور نه زما چه بندگي آيد پسند او؟ »
«چشمم ببست از همه عالم به اتّفاق تا جز در او نظر نکند مستمند او»
چه خوش گفت حافظ که:
«غنيمتي شمر اي شمع وصل پروانه که اين معامله تا صبحدم نخواهد ماند»
گويي حکايت شب قدر است... «خيرٌ من الفِ شهر»
هر چند ناممکن شمرده شده امّا، برايمان شبي قرار داده است تا يک شبه راه هزار ماهه رويم و ناممکن را ممکن کنيم و «تو را در اين سخن انکار کار ما نرسد»
اينگونه گفته اند که در خزانه ي رحمتش، نعمتي بالا تر "جوع" نيافته است. بشارتمان داده که اگر بنده بودنمان را پي بريم و اوامرش را گردن نهيم، به سود خويش عمل نموده ايم.
راه صوم و صلوة نشانمان داد و عمل خواست. «إستعينوا بالصّبر والصّلوه»
هنگاميکه دست تهي مان را ديديم و آنرا به سويش يازيديم که «پروردگارا! تو آنگونه هستي که من دوست دارم، پس مرا آنگونه که خود مي پسندي قرار ده»
«فاستجاب لهم ربّهم أنّي لا أضيعُ عَمَلَ عاملٍ مِنکم مِن ذَکرٍ اَو أنثي»
توفيق دريافتن اين لحظات عظيم را از خودش بايد بخواهيم...
زان مي عشق کز او پخته شود هر خامي گرچه ماه رمضان است بياور جامي
روزه هر چند که مهمان عزيز است اي دل صحبتش موهبتي دان و شدن انعامي
مرغ زيرک به در خانقه اکنون نپرد که نهاده است به هر مجلس وعظي دامي
او تنها دنبال بهانه است براي هدايت مان...