تبليغاتX
شب همچنان سیاه است
  شب همچنان سیاه است

 

اینجا دادگستری محل گرفتن حق و اجرای عدالت است

 

ساعت5/8 دادسرای عمومی و انقلاب ،مجتمع قضائی بعثت.

سرباز سرتراشیده جلوی درب: اجازه ورود نداری.

من: چرا؟

-هنوز شروع به کار نکرده اند،10دقیقه صبر کن.

بنده خدا تقصیری ندارد. او دستر دیگری را انجام می دهد.ساعت15/8 واحد رایانه، خانم کارمند در حال خوردن صبحانه است.اینجا دادگستری محل گرفتن حق و اجرای عدالت است.کارم با شعبه ارجع است تا شکایتنامه ام را به دادیار یا بازپرس ارجاع دهد. ساعت 20/8 کارمندی با نان بربری در دست به اتاق خود می رود. هر 5دقیقه یکی از کارمندان وارد می شود،کارمندی با استکانی از چای، دیگری با بچه اش آمده(باید از همین 3-4 سالگی یاد بگیرد که ... ).شخصی حدودا50ساله وارد اتاقی می شود که روی درش نوشتهسرپرست ناحیه 16 به گمانم معاون دادسرا باشد. افراد بعدی با سلام علیکم غلیظی به او پاسخ می دهند.مردی حدود 45ساله سندی برای آزادی فردی آورده ولی هنوز بازپرس نیامده است.دلش خوش است که اول وقت آمده تا کارش راه بیافتد.وکیلی که به گفته خود که سال 70دانشجو بوده به او میگوید.شب حدود ساعت 12 آزاد می شودون پیک قضایی ساعت 2 از دادسرا می رود و تا مراحل اداری انام شودساعت حدود12-1 شب می شود.تعداد مراجعین واحد ارجاع به عدد8 می رسد(ساعت35/8). اینجا دادگستری محل گرفتن حق و اجرای عدالت است.ساعت 50/8تعداد مراجعین افزایش یافته و مسول ارجاع هنوز نیامده.فردی از اتاق سرپرستی حوزه ناحیه 16 می آید و شکایت نامه ها را جمع می کند. شاید کاری انجام شود.پیرزن و پیرمردی از پسرشان شکایت دارند،پسری حدود 20ساله با سر و پکالی خونی به همراه پدرش آمده،جوانی حدود30ساله از فردی به جرم کلاهبرداری شکایت کرده،آن یکی چک برگشتی دارد و ... . امیدم به خداست و بنده هایش را وسیله ای بیش نمی دانم. فردی می گوید : اینجا قانون ندارد؟! می گویم: نه.همان وکیلی که گفتم،تسبیحش را درآورده و با موکلینش صحبت می کند و به هر کارمندی که رد می شود سلام می کند و برایش از جا برمی خیزد.

ساعت 9معاون دادسرا که کار کارمندش را انجام داده مرا به شعبه 3 دادیاری ارجاع می دهد.طبقه زیرین. درب اتاق بسته است و مراجعین منتظر. اینجا دادگستری محل گرفتن حق و اجرای عدالت است.پسر وانی که کمتر ار 30سال سن داردمی گوید: قاضی نشی ها ! به گفته امام علی(ع) قاضی روی لبه تیز شمشیره.ساعت30/9 فردی وارد اتاق می شود، می پرسم: دادیار کی می آید؟ جواب می دهد پرونده تو باید شماره گذاری بشه بعد هم باید ببری شعبه 5 بازپرسی نه اینجا. پس از شماره گذاری پشت درب بازپرسی منتظرم تا صدا بزند و برم داخل. ساعت حدود10شده و پرونده هنوز به دست بازپرس نرسیده. ساعت 20/10 از مسول دفترش می پرسم :خبری نشد؟ جواب می دهد که نقص پرونده داری.کاملش می کنم و بدست می گیرم و منتظر می مانم تا بههداخل بروم. ساعت 45/10بین رسیدگی دو پرونده سریع می روم داخل و صورت جلسه را می نویسد:

نام: محمد

نام خانوادگی : صالحی

نام پدر :خلیل

آدرس: ...

اتهام: سرقت موبایل

شرح شکایت: در تاریخ 17/8/88 در دانشگاه شاهد گوشی موبایلم را دزدیده اند و ...

دستور را صادر می کند و پرونده را به مسول دفتر می دهم تا ثبت کند. 

مسول دفتر: برگه پیگرد و ردیابی رو به شرکت ارتباطات سیار می فرستیم،حدود یک ماه یا 40روز دیگه یه سری بزن.

اینجا دادسرا محل گرفتن حق و اجرای عدالت است. ساعت 55/10 از دادسرا خارج می شوم.

الهی به امید تو...


+ جمعه بیست و دوم آبان 1388 ساعت11:18 بعد از ظهر | محمد صالحی |
 
 

تقليد يا توليد؟

 

دانشگاه به منزله يكي از خاستگاههاي حوزه علم و معرفت مي باشد و در حركت رو به جلو يا عقب جامعه مي تواند تاثير گذار باشد. ميزان تاثير گذاري آن به نوع رويكرد ما نسبت به  اين حوزه مي باشد.

يكي از اهداف انقلاب اسلامي تحول در حوزه علم و معرفت و تغيير رويكرد حاكم بود.پس از انقلاب شورايي با نام "شوراي عالي انقلاب فرهنگي " تاسيس گرديد و مدتي هم دانشگاه ها تعطيل گرديد تا اصلاحات و تغييراتي را اعمال كنند. منتها پس از گذشت نزديك به سه دهه به نظر مي رسد آنچه كه بايد مورد توجه قرار مي گرفت تحولي عميق و وسيع بود اما كم توجهي مسؤلان امر و ديگر شرايط ، اوضاع را به گونه اي ديگر رقم زد.

ابتداي شكل گيري دانشگاه چه از نظر قالب و چه محتوا ، تقليدي از دنياي غرب بود . اما پس از انقلاب انتظار مي رفت كه محتوا با توجه به اهداف ترسيم شده ابتداي اين حركت اسلامي تغيير پيدا كند ولي به نظر مي رسد همان شيوه تقليدي همچنان ادامه دارد. البته در ابتداي امر به نظر مي رسد ترجمه و اقتباس مفيد بوده چرا كه ما را با دنياي علمي غرب آشنا ساخت اما بايد گفت اين ارتباط بايد به صورت دو طرفه و متعاملانه باشد و اگر شكلي منفعلانه و تحميلي به خود بگيرد ،مانعي بر سر راه تحول و توليد فكر جامعه اي كه مي خواهد به سمت جلو حركت كند ، خواهد بود.

ضروري ترين تحولي كه امروزه جامعه دانشگاهي ما به آن نياز دارد ، تغيير دادن رابطه علمي با دنياي غرب و نگاه نقادانه داشتن و توليد فكر بومي و اعلام آن با توجه به ملاك هاي جامعه اي ايراني- اسلامي و پرهيز از تقليد و پيروي صرف مي باشد.

 


+ جمعه پانزدهم آبان 1388 ساعت11:26 بعد از ظهر | محمد صالحی |
 
 

نقدی کوتاه بر صدا و سیما

 

چند وقتی است که تا حدی در برنامه های صدا و سیما دقت می کنم به خصوص در مناسبت ها و روزهای تاریخی. به عنوان مثال همین چند روز پیش که هفته دفاع مقدس بود. ( البته این را هم بگویم که همه برنامه های این هفته رو ندیدم.)سوالی به ذهنم خطور کرد ، که آیا این هشت سال که از  گستردگی و عظمت آن شنیدم و می گویند به اندازه ای نیست که بتوان از آن به قدر یک هفته برنامه های فاخر و قابل توجه ساخت ؟ چقدر فیلم های آرشیوی داریم که هنوز باز نکرده ایم؟ چه مقدار از اخبار آن زمان است که فقط برخی ها خبر دارند و خدا می داند کی فاش می شود؟ چقدر از اتفاقات آن زمان پنهان شده است و ما خبر نداریم؟ چه حرف های است که هنوز در سینه های گذشتگان ما مانده؟ آیا من که متولد سال 67 هستم ، حق ندارم از گذشته کشورم با خبر بشوم؟ آیا حرف های قابل قبولی برای نسل بعد از خودم که تا 7-8 سال دیگه از من سوال خواهد کرد ، دارم؟ چگونه است که کتاب ها و برنامه های ما پر است از تاریخ هزار ساله شاهان مختلف اما دریغ از باز گویی های منسجم و درست از تاریخ پنجاه سال قبل! به قول بزرگی مردم ما تشنه اخبار و اطلاعات اند، خواهان حقیقت اند، اما رسانه ما برای آنها خوراک درست و مفید ندارند. به خاطر همین است که به دنبال چیپس ها و پفک های خارجی می روند . نباید توقع داشت که جوان و  نوجوان ما درست عمل کند ، درست حرف بزند. چرا که به او درست عمل کردن و درست حرف زدن را آموزش ندادیم . درد فقط یکی نیست ، اگر برنامه های مناسبی داشتیم حرفی نبود ، اما از سویی دیگر انگار جنگ فقط در همین یک هفته یا سه خرداد بوده؟! این آسیب در مورد وضعیت کلی حاکم است . اول: مقطعی بودن . دوم : نداشتن برنامه شایسته. اگر صدا و سیما به قانون خط مشی کلی و اصول برنامه های سازمان که مصوب سال 1361 است عمل کند، به نظر حقیر جدا جای کمبودی نخواهیم داشت . القصه ما نو.شتیم ، شما بخوانید و از طریقی که توانستید  منتقل کنید.


+ شنبه یازدهم مهر 1388 ساعت6:10 قبل از ظهر | محمد صالحی |
 
 

وظیفه

 
همیشه این صحبت بوده که ما باید بر مدار وظیفه حرکت کنیم یا نتیجه.یا به قولی مامور به وظیه ایم یا نتیجه؟ به طور مطلق نمی توان پاسخ این سوال را داد و گفت همیشه مامور یه یکی از این دو هستیم. من هم در این بیان قصد واکاوی همه ابعاد آن را ندارم. فقط یه بخش مرتبط با مسایل سیاسی و علمی می پردازم. مسائلی که یک دانشجو باید در این دو حوزه دنبال کند. نکته مهم دیگر اینکه همیشه و همه جا مامور به هرکدام که باشیم،ابتدا باید از خدا کمک خواست و به او توکل کرد و از آنجا که وعده الهی حق است تلاش در راه صواب قطعا نتیجه خواهد«و لينصرنّ اللَّه من ينصره». شاید بگویید حرف هایم پیش پا افتاده است،ولی اگر عملکرد درست و در پی آن نتیجه مطلوب بود این سخنان را نمی گفتم . در هفته اخیر سخنان مقام معظم رهبری را پس از انتخابات مرور میکردم. چند نکته به ذهنم رسید:اول اینکه ایشان تقریبا با همه قشر های مختلف مردم دیدار داشتند؛ نمایندگان نامزدها و مسولین اجرایی و نظارتی انتخابات، مسولین نظام، قوه قضاییه ، نمایندگان مجلس شورای اسلامی ، اعضای هیئت دولت،اعضای دفتر رهبری، قاریان قرآن، اساتید دانشگاه ها، نخبگان سیاسی- علمی دانشجویی، شاعران و هنرمندان و اقشار مختلف( عامه) مردم. دوم اینکه تقریبا در تمامی این دیدارها به عظمت و باشکوهی انتخابات خاطر نشان کردند. یعنی همان چیزی که برای ملت ما آبرویی بود و طی حوادث پس از انتخابات تحت الشعاع قرار گرفت.سوم آنکه در همه این دیدارها ایشان بر لزوم داشتن بصیرت ، شناخت وظیفه و اقدام درست و به هنگام تاکیید کردند. والبته وظایف و خطوط حرکت را ترسیم نمودند. چهارم اینکه برخی سخنان ایشان را تکراری می دانستم.مثلا در باره برون و درون نظام یا همان ساخت ظاهری و درونی که در دانشگاه علم و صنعت مطرح کردند.( این نقطه ضعف است که سخنی زمین می ماند و دوبراه به جهت یادآوری بیان می گردد.) درنهایت باید بگویم که هر فردی از این جامعه ،به خصوص قشر دانشجو که جزء نخبگان کشور به حسلب می آید، باید وظایف خود را بر اساس گفته های رهبر جامعه که سکان دار این کشتی انقلاب است تنظیم کند تا نظم و امنیت برای رسیدن به مقصد حاصل گردد. امروز حجت بر من و تو تمام شده و باید شروع کرد ، شروعی که هر زمان که به تعویق بیافتد ممکن است خدا ناکرده نتایج سختی را به دنبال داشته باشد . پس به عنوان یک انسان انقلابی و خواهان نظام باید وظیفه خود را انجام دهیم و نتیجه را به خدا واگذار کنیم و فردا حسرت انجام ندادن وظیفه را نخوریم . چرا که در این عرصه ما مامور به نتیجه ایم. و باز هم می گویم تکرار این سخنان همه فهم و شاید تکراری تذکر بود و بس چراکه « و ذکّر فانّ الذکری تنفع المومنین»

+ چهارشنبه بیست و پنجم شهریور 1388 ساعت1:4 قبل از ظهر | محمد صالحی |
 
 

میخای بیای چی کار ما جومونگ داریم؟!

 

امشب داشتم  بیست و سی رو می دیدم گزارش آخرش مربوط بود اومدن هنرپیشه کره ای ،که نقش "جومونگ" رو در سریال "افسانه جومونگ"  بازی کرده بود ، به ایران . البته همین اولش بگم که من حتی یک قسمت از این سریال رو هم ندیدم فقط از اطرافیان شنیدم و گهگاهی هم بازتابش رو دنبال کردم. واقعا امامی(گزارشگر) چقدر با هیجان اومدنش رو روایت می کرد. استقبال ، کنفرانس خبری ،عکاس ها  و ... . فردا هم لابد تبتر یک روزنامه های فاخر ما :" جومونگ در ایران ". واقعا فکر می کنید مردم ما که این قدر مبهوت  این بازیگر شدند ،از امام زمانشون خبر دارن ؟ اطلاعاتشون درباره جومنگ بیشتره یا مهدی؟ اصلا برا امام زمانشون اونقدری که برا اینها وقت میذارن ، وقت گذاشتن؟ صدا و سیمای ما که امام زمانمون، ولی امرمون رو فقط جمعه ها بهش وقت میده. خواص هم که ... از عوام هم تبعا نباید چنین توقعی داشت. این هم از سرگرمی های سالمه آقا عزت دیگه! این بیست وسی هم زیادی دور برداشته.خلاصه اینکه آقاجون ما فعلا سرمون به این چیزها گرمه برا تو هم وقت نداریم .  

 

 


+ چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388 ساعت0:46 قبل از ظهر | محمد صالحی |
 
 

چی کار می کنیم....؟!

 

ساعت از 30/9 شب هم گذشته .بچه ها کم کم وارد سالن علامه جعفری میشن. حدودنیمی از سالن پر شده . ساعت 10 . مجری پشت میز می نشینه تا مهمان برنامه را معرفی کنه ولی اون که ردیف آخر نشسته ،سریع به سمت جایگاه میاد و مجری که قصد داشت از سوابق او بگه،ناکام می مونه او باهوش تر از این حرفاست و این تعاریف براش معنایی نداره. مجری فقط میگه: امشب در خدمت حاج سعید قاسمی هستیم. یکباره کلی Recorder روی میز گذاشته میشه. با خنده میگه: اینا رو از جلوی دست من بردارید چون یه دفعه می زنم روی میز و اینا خورد میشن.

صحبت هاش رو با دعا و این بیت شروع میکنه: آن یار سفر کرده که صد قافله در ره اوست /هر کجا هست خدایا به سلامت دارش

موضوع رو میگه: چگونه می شود که ما در مقاطع مختلف کاری علی رغم اینکه [حوادثی ] تکرار می شود چه خبرگان و چه خواص ما و چه عوام متزلزل می شوند و سره را از ناسره تشخیص نمی دهند و تاریخ نه یک باره بلکه چندین باره تکرار می شود.

دلیلش را اینجوری بیان میکنه که: ما شرقی ها هم تاریخ گریز و هم جغرافیا گریز هستیم.آنگونه که اروپائیان به تاریخشان می پردازند و چهره های خود را اسطوده می کنند و موزه می سازند، مثل یازده سپتامبر و هولوکاست. حتی اگر لازم باشد دروغ می گویند، ما اینگونه نیستیم.قصص قرآنی فقط برای خواندن نیست بلکه برای عبرت گرفتن است تا آنها دوباره تکرار نشوند.

از مرتضی آوینی می گوید که می گفت: «بر هر کس که ادعای شیعه بودن دارد و عاشق حسین بن علی (ع) است به حسب روایتی که می گویند کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا هر کس که داعیه این تفکر را دارد در مقطع حیاتش جبرا از این دو مقطع عبور داده می شود و در این مقطع از این امتحان بزرگ سربلند بیرون بیاید،که جماعت از کدامین قبیله اید؟» سوال دیگه ای مطرح میکنه : چرا در این سه دهه اخیر اتفاقات تکراری رخ می دهد ؟

جوابش رو میده: یک علتش این است که ما علاقه ای به مستندساز نداریم.یک علت دیگرش این است که علاقه به بازخوانی و بررس حوادث به شکل درست را هم نداریم.

اشاره ای ظریف می کنه به واقعه غدیر و اینکه پس از آن انحرافی بس عظیم کل پیکره اسلام را تهدید کرد و در سال 61 هجری باید خون ریخته می شد تا اسلام حفظ شود. پس از انقلاب این مطلب را به نحوی دیگر شاهدیم. یک نمونه اش این است که شب 22 بهمن ما چه کار می کنیم؟ غیر از این است که کیک یک کیلومتری درست می کنیم و افتخار می کنیم رکورد شکسته ام؟!و فقط کارناوال راه می اندازیم و شیپور می زنیم. [ همه می خندند اما خنده ای که بعد از آن گریه باید کرد. خنده ای گذرا و تلخ] چرا نمی گوییم شب 22 بهمن عده ای آمدند به امام گفتند: «نکن . کوتاه بیا .خطر داره.»؟!

همه سرتاپا گوش می کنن. میگه : بعد از انقلاب اتفاقاتی رخ داد که هر کدام می توانست یک انقلاب را زمین بزند. جملات روح ا... باید قالب فکری ما باشد و بر این اساس سخن را قبول یا رد بکنیم. چرا استاد دانشگاه یا نامزد انتخابات با حرفهایش ریشه تفکرات روح ا... را می زند و می گوییم به به عجب حرفهای قشنگی. مقیاس ما کلام امام است. چرا جامعه دچار بحران می شود؟ برای اینکه عمدا و یا سهوا ، که بیشترش عمدی است ، بنا نیست که مستند سازی شود. چرا که اگر مستند شود، نسل جدید دچار خطا نمی شود.[ محکم میزنه روی میز قلبم تکون میخره و میگم : ممد صالحی خاک بر سرت تازه یه سری چیزا رو الان باید بفهی که کار از کار گذشته]

از افتضاحی دیگه در جامعه میگه که: سانسورهای شدید باعث شده وقتی به یک دانشجو عکس چمران و بنی صدر را نشان می دهی ، چمران را می شناسد ولی بنی صدر را نه . بنی صدری که 11 میلیون رای آورد و رئیس جمهور شد. بنی صدری که مردم برای رای دادن به او بچه سید بودن ، گذراندن دروس کلاسیک ، بچه آیت ا... بودن،داشتن تز اقتصاد نوین را ملاک قرار دادند و می گفتند "بنی صدر صددرصد".

حاج سعید این حرکت رو یک خیانت بزرگ و سازماندهی شده از سوی صداوسیما، رسانه ها،آموزش وپرورش و دانشگاهها میدونه. و گله می کنه که چرا در دانشگاهها فقط یک درس دو واحدی ریشه های انقلاب داریم و 100تا سوال داره و هر گبر و یهودی ای 80 پائین تر نمیزنه.

[دوباره مشت محکمش آب درون پارچ را به لرزه در میآره.] سخنانش از دلش بر می خیزد که میگه: جریان انقلاب مخملین اسمش اینگونه شد ، قبلا اتفاق افتاده بود! انحراف از جاهای کوچک شروع شد.گروهک منافقین و خود مختاری آن ،با شعارهای مخملی آمدند جلو و در پشت آن خبر دیگری بود. در کنفرانس طائف، چندماه بعد از انقلاب ،آل سعود نسخه اقلیت ها رو برایمان پیچید و گفت سیستان بلوچستان ایران ، سیستان بلوچستان پاکستان، آذربایجان ایران ،آذربایجان ترکیه،کردستان ایران ، کردستان عراق و ... . اگر حکومت مرکزی مردمی نباشد یک کشور نمی تواند دوام بیاورد.

از جنایات منافقین میگه که در یک شب سر 11نفر از پاسدارها رو با کاشی بریدند. یا اینکه بدنهاشون رو با سیگار می سوزوندند.

حاجی 2 سال درگیری در کردستان رو از الطاف خدا می دونه چرا که اگر این مدت نبود متوسلیان ها ، همت ها و بروجردی ها آموزش نمی دیدند و فرمانده نمی شدند. سخت ترین جنگ که چریک علیه چریک است رو انجام دادند. و سلاح فقط خون و بصیرت بود . بصیرتی که بتوانی به مردم بگویی این منافقین نفع شما را نمیخان.خیانت رو در نگفتن ها می دونه و اینکه اگر وقایع پس از انقلاب رو بشمریم کم نخواهد بود:جریان ملی- مذهبی ها، کردستان، قومیت ها، کودتای نوژه، شهادت بهشتی- مطهری-مفتح، 30تیر، کشتار حج توسط فرمانده یهودی،جنگ نفتکش ها،عملیات مرصاد،ماجرای منتظری،انقلاب دوم و پیام امام به دانشجویان که فرمود:« خوب جایی است نگهدارید.» ، واقعه طبس،استعفای بازرگان،انتخابات ریاست جمهوری بنی صدر و واکنش حضرت روح ا... به سند مربوط به جاسوسی بنی صدر که فرمود:« باشد تا وقتش برسد.» که همین جمله باعث شد تا تحلیل های مختلفی بکنن. یک عده می گفتند امام کهولت سن پیدا کرده ، یک عده می گفتند اطرافیان امام اطلاعات غلط بهش میدن و تشکیل صف بهشتیون و بنی صدریون که هرکدام سخنان خود را به صحبت های امام ارجاع می دادند.

هیچ کس خواب نیست چون با فریاد میگه: اگر تصمیم امام نبود مردم با آزمون و خطا به این رشد و بلوغ سیاسی نمی رسیدند مردم باید تجربه می کردند. باید صحبت های روح ا... را ملاک قرار داد . اگر امروز دچار مشکل در تشیص می شویم به دلیل عدم مستندسازی و بازخوانی، و فراموشی صحبت های روح ا... است. نمونه بارزش را در انتخابات دیدیم که نماینده ای تاریخ را تحریف کرد و گفت: « شهید همت و یارانش بدون هماهنگی با امام به لبنان رفتند و اشتباه هم بود و بعد برگشتیم.» و هیچ کس یقه این آقا رو نگرفت که اولا قضیه مال همت نبود مال احمد متوسلیان بود . ثانیا با اذن امام رفتیم. ثالثا آنجا چون آل سعود همکاری نکرد به امام گزارش دادند که ما در داخل درگیر هستیم و نیرو کم داریم و آنجا هم اگر جنگ را شروع کنیم ، جنگ طولانی خواهد شد که امام جمله معروف « راه قدس از کربلا میگذرد» را فرمودند. و البته عده اب آمدندو عده ای ماندند و آموزش دادند و عماد مغنیه ها و عباس موسوی ها و حسن نصرا... ها پرورش یافتند. اعتقاد به خمینی صرف دوست داشتن و گذاشتن عکس داخل اتاق نیست. بلکه باید صحبت های مهمش رو مثل پیام به مناسبت کشتار زائران خانه خدا، پیام به روحانیت، پیام به مناسبت قطعنامه598 و وصیت نامه رو سرلوحه قرار داد . اگر کسی حرفی زد با اون بسنجیم ، حالا هرکس بود نخست وزیر امام بود ، فرمانده امام بود و ... .

[دوباره مشتی هدیه میز بیچاره میکنه]میگه که: رفیق بدو . 4سال وقت نداریم. نهNGO داریم ،نه رسانه، نه حرف گوش کن. اگر حرکت نکنیم ازمون می گیرند، 16سال دانشگاها رو شخم زدند، استاد سکولار آوردند و مخ ها رو پر کردند . جبهه بزن ، سنگر بگیر، دیده بان بذار،اطلاعات عملیات داشته باش. نگیر تخت بخواب، به فکر فوتبال و یه لقمه نون و زن و تلویزیون نباش.

آخر صحبتهاش رو با این چند جمله به پایان میبره: مستند نمی شود، فیلم نمی شود، روایت نمی کنند تا تو دوباره و نه ،صدباره از این سوراخ گزیده بشی.راه سخت است .بدانید که خون می طلبد.پای پرآبله و دشت جنون می طلبد.سایبان ها در این راه به جز دشتی نیست و بدانید و بدانید که برگشتی نیست. و چنین گفت شریعتی: « مهم آن است که در جبهه نباشی و در معرکه نباشی و الا چه به شراب نشسته باشی و چه به نماز ایستاده باشی ، نتیجه یکی است.»

ساعت نزدیک به 12 شده تا دم ماشین بچه ها دور حاجی رو گرفتند و سوال پیچش میکنن. با یه یا علی خداحافظی می کنه. ماه کامل است و آسمان مهتابی.دوباره به صحبت های حاجی فکر می کنم و اینکه چندتا از این آدم ها پیدا میشن .حالا دیگه حجت تموم شده ، البته تموم شده بود. باید کار کرد و گرنه یه خمپاره می خوره تو مغز خرم و هیچ کس هم نمیاد جمعم کنه. ممد صالحی تا لنگ ظهر می خوابی که چی ؟! ها؟! لابد تابستونه و باید استراحت کرد؟! آره بخواب که دشمن داره لحظه به لحظه سنگرت رو رصد میکنه. وقتت رو پای هزار موضوع بی ارزش میذاری که چی بشه ؟! ها؟!

                                                                                                                        


+ دوشنبه بیست و ششم مرداد 1388 ساعت11:16 بعد از ظهر | محمد صالحی |
 
 

انتظار کافی نیست

 

خواستم برای نیمه شعبان مطلبی بنویسم اما نشد و دیدم این یک آیه و چند بیت زیباتر از قلم ناچیزم حق مطلب را ادا می کنند.

یا ایها العزیز مسنا و اهلنا اضر و جئنا ببضعة مزجة و اوف لنا الکیل و تصدق علینا ان الله جزی المتصدقین

برای آمدنت انتظار کافی نیست

دعا و اشک و دلی بی قرار کافی نیست

چنین که یخ زده ایمان من اگر هر روز

هزار بار بهار آید کافی نیست

خودت دعا کن  مولا که برگردی

دعای این همه شب زنده دار کافی نیست


+ پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388 ساعت9:40 قبل از ظهر | محمد صالحی |
 
 

تماشای تو

 

این چند بیت رو از فاضل نظری میذارم:

جهان زیباست اما مثل مردابی که با مهتاب

جهان رنگ تماشا از تماشای تو می گیرد

نسیم از گیسوانت رد شد و باران تو را بوسید

طبیعت سهم خود را از تماشای تو می گیرد

مگو سیاره ها بیهوده برگرد تو می گردند

که این تکرار معنا از تماشای تو می گیرد


+ شنبه دهم مرداد 1388 ساعت0:0 قبل از ظهر | محمد صالحی |
 
 

امتحان

 

در  دوران دبیرستان معلم ها نمره ای دارند به نام مستمر که در نمره پایانی ( آخر ترم) تاثیر دارد. در طول ترم معلم شاگرد خود را با آزمونها و پرسش هایی می سنجد و رفتارش را زیر نظر می گیرد ، تا به او نمره بدهد. حالا این مثال را در بعد بزرگتر و زندگی تصور کنید .

همگی همیشه در حال امتحان شدنیم . همه جا در همه حال ، درحال امتحان دادن هستیم. امتحانی آسان یا سخت . امتحانی طولانی مدت و  با مراقبی نامحسوس .خیلی ها حرف های زیبایی می زنند ولی هنگام عمل، از عمل به آن درمانده می شوند. خیلی ها حرف از مبارزه می زنند ولی در معرکه کوچکترین منفذ را به بالاترین قیمت می خرند .خیلی ها حرفی را نباید بزنند و سکوت پیشه کنند اما برعکس عمل می کنند و موجب خسارت می شوند و یا اینکه زمان سخن گفتن، زبان در کام می گیرند . این عرصه ، عرصه ای بس سنگین است . در تشخیص و عمل به ویژه در جایی که حق و باطل نزدیک همدیگر می شوند . فقط باید مواظب بود و از خدا کمک خواست تا رد یا تجدید نشویم.


+ دوشنبه پنجم مرداد 1388 ساعت11:33 بعد از ظهر | محمد صالحی |
 
 

تسلیت به دوستانم

 

پس از آنکه خبر تغییرات کابینه جدید دولت در حوزه معاونان و  مشاوران را شنیدم، شوکه و متعجب شدم . طبق قانون اساسی معاون اول رئیس جمهور با موافقت رئیس جمهور مسول هماهنگی وزیران و سایر معاونت ها می باشد. و در برخی موارد دارای اختیارات و مسولیت های رئیس جمهور است. در نتیجه این مقام ، جایگاه ویژه ای دارد و  شخصی که به این مقام منصوب می شود باید متناسب با آن باشد.

آقای احمدی نژاد بداند که فردی را که به این سمت منصوب می نمایند باید فردی موجه باشد و اگر نگویم  شناخته شده ، حداقل باید فردی باشد که نقطه منفی در کارنامه اش نباشد. حداقل انتظاری که داشتم این بود که جناب مشایی را که هر چند در نظرشان شما انسانی کارآمد و متدین است، را از کابینه خود کنار بگذارید و بهانه دست دیگران ندهید . چراکه عملکرد و سخنان ایشان نقطه ای نامبارک را در عملکرد این دولت بجا گذاشت .

اما باید بگویم این دولت و شخص دکتر احمدی نژاد هنوز امتیازات ویژه ای دارد که آن را بر دیگران ترجیح می دهم و تا زمانی که در جبهه انقلاب و امام باشد از او حمایت می کنم ، پس چه بهتر که با تمام توان و نقاط قوت بیشتری از ایشان دفاع کنم. 


+ چهارشنبه سی و یکم تیر 1388 ساعت4:5 بعد از ظهر | محمد صالحی |
 
 

موضوعات

سیاست و دیانت

ادب و شعر

فوتوغراف

درس تاریخ فرهنگ

 

 

مطالب اخیر

جهت درج در نشریه پنجره

...

به یاد روزهای حج

کونا للظالم خصما و للمظلوم عونا!!

نمایی از مدینه ی فاضله!!!!

اینجا دادگستری محل گرفتن حق و اجرای عدالت است

تلخ است

برای سجاد عزیز...

تقليد يا توليد؟

شورش یا جنبش

تناقضات کودتای سبز با خط امام - 3 + دانلود پوستر

هر چه از دوست رسد نیکوست

در نقش رسانه

تناقضات کودتای سبز با خط امام - 2 + دانلود پوستر