تبليغاتX
شب همچنان سیاه است
  شب همچنان سیاه است

 

این روزها...

 

هو الحی

سلام

 

- این روزها زیاد می شنویم زید فلان موضع را گرفته و یا بکر فلان حرف را زده. اما گاهی حرف بکر و موضع زید آنچنان داغت می کند که انگار همین حالا موج انفجاری گرفتدت. به زید یا بکر فکر می کنی. به گذشته ی شان. به مواضع شان که حالا دیگر قدیمی شدند و به ...

- این روزها همه پدیده شدند. از رفیقی که جانش را بر دوشش گذاشته و بی محابا به میدان می رود تا عزیزی که آنقدر منگ حرف می زند که گمان می بری سالهاست از قطار انقلاب عقب مانده.

- این روزها همه پدیده اند. شاید بهتر باشد "پدیده" را به روزها نسبت بدهیم. اصلا بهتر است بگوییم این روزها پدیده است.

- این روزها پدیده است. و آنقدر پدیده ی مهمی که می توانیم خطی بکشیم. سمتی را قبل از این روزها نامگذاری کنیم و سمت دیگر را پس از این روزها.

- این روزها من مسحور یکی از این پدیده هایم. یکی از آنهایی که متاثر روزها شدند و خود صفت پدیده بودن اختیار کردند. الحمدلله آنقدر این تارعنکبوت گسترده شده تا بتوانیم نظرات پدیده ها را مستقیم و بی واسطه ببینیم.

اولین خاطره ام از او ماه رمضان های کودکی ام بود. هنگامی که به حکم لطافت طبع کودکی مجری برنامه های ماه مبارک رمضان را «عمو رمضونی» می نامیدم. سالها بعد فهمیدم آن عموی مجازی و رسانه ای من محمد نوری زاد نام دارد.

شنیدم با مرتضای شهید همدم بوده. شنیدم اهل جهاد بوده. صحبت هایش را در دیدار کارگردانان با آقا شنیدم.

سه روز پیش کسی مرا با این پدیده آشنا کرد. نظراتش را خواندم. پستهای دردمندانه اش را دیدم.

عاقبت اینان که طعم جهاد کشیده اند این شد. عاقبت ما چه می شود؟

چند وقتی دعایم این شده: اللهم اجعل عواقب امورنا خیرا...


خوب است سری به مطالب مندرج در وبلاگ محمد نوری زاد به خصوص پستهای غبار زدایی و سمفونی "ایکاش"های من! بزنید.

+ جمعه دوم مرداد 1388 ساعت1:8 قبل از ظهر | مهدی انصاری |
 
 

از مسلماني فقط نامي دارند...

 

 

 

عبد الشيطان

 


+ پنجشنبه سوم بهمن 1387 ساعت10:35 بعد از ظهر | مهدی انصاری |
 
 

غزه زنده است...

 

و جهاد تنها راه پیروزی...

 

تصویر اسارت سرباز اسرائیلی توسط نیروهای حماس


+ چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 ساعت0:14 قبل از ظهر | مهدی انصاری |
 
 

ابن سينا «رادو» داشت يا عطار؟ درسته مرحوم فردوسي!

 

بــــسم الله


توضيح در مورد همايش پسنديده ي «چهره هاي ماندگار» پس از هفت سال ظاهرا كاري عبث به نظر مي آيد. برنامه اي كه نبود آن واقعا حس ميشد. معرفي و تقدير از ستارگان واقعي عرصه ي خرد و علم. كساني كه عمري را در راه اعتلا و سرافرازي ايران اسلامي صرف كردند. يك جنبه ي اين همايش تقدير از اين چهره هاست اما به نظر مي رسد وجه مهم ديگر اين همايش شناساندن اين چهره ها به ماست. تا بدانيم و بشناسيم، تلاشها و زحمات جويندگان دانش را در ثرياي علم.

معمولا در اين برنامه ها ارگاني، قبول پشتيباني مالي اين چنين مراسم هايي را مي كند يا شركتي تجاري در قبال تبليغ و نشان دادن برند خود هزينه هاي اغلب سنگين اين مراسم ها را تقبل مي كند. در حالت آخر گرچه مراسم استقلال خويش را از دست مي دهد اما هزينه ها هم از دوش برگزاركنندگان برداشته مي شود.

هفتمين دوره چهره هاي ماندگار متفاوت از دوره هاي قبل بود. نه از حيث 18 نفره بودن چهره ها و نه از حيث افراد برگزيده. اين دوره پشتيبان مالي شركت «رادو» از كشور سويس بود. گمان مي برم روشني اينكه رادو توليد ايران نيست براي ديگران-بخوانيد مسولان سازمان صدا و سيما- مشخص باشد. گمانم روشني احمقانه بودن اينكه بر پيشاني آنانكه ماندگاران ايرانند مهر شركتي بيگانه را به زبان انگليسي(و حالا فارسي) بزنيم بر همه نمايان است. گمانم مسؤولين مي دانند با داشتن اين همه شركت توليدي ايراني گدايي از شركتي بيگانه براي كمك به مراسمي به اين اهميت و نام بردن از اين شركت مثل اين است كه در آن جمع به همه ي نخبگان علمي و فناوري بخنديم كه «بابا شركت ايراني نداريم، خارجي رو بچسب». گمانم مسؤولان سازمان عريض(و فقط عريض) صدا و سيما مي دانند و مي فهمنند كه اگر از شركت هاي چي توز، مينو، مزمز، سانديس و ... براي پشتيباني اين مراسم دعوت مي كردند بهتر از اين بود كه گدايي رادو را بكنند. گمانم مديران ارشد سازمان عريض و طويل(و فقط عريض و طويل) صدا و سيما مي دانند كه اگر همايش را برگزار نمي كردند به از اين بود كه در وانفساي دزديدن شخصيتهاي علمي و ادبي از ايران، كمك گرفتن از شركتي خارجي و استفاده از نشان انگليسي آن شركت همان قدر مسخره و خنده دار است كه تركيه و تاجيكستان ادعاي ترك و تاجيك بودن مولوي و رودكي را دارند. گمانم صدا و سيمايي ها مي دانند كه شركتهاي معروف و مهمي هم از صنايع خوردو سازي، صنايع نانو، برخي مراكز تحقيقاتي، صنايع پوشاك، صنايع دريايي، بانك ها و ...... كه ويژگي همگيشان ايراني بودن است هم مي توانند پشتيبان مالي قرار گيرند.

اما در عمل مي بينيم كه مسؤولين سازمان صدا و سيما يا همچنين مسائلي را نمي دانند و يا اين مباحث را نمي فهمند. اگر نمي دانند كه بايد پاسخگوي اين بي مسووليتي و عدم تصميم گيري درست باشند و اگر نمي فهمند كه بدا به حالشان.

نكته ي جالب و خنده دار(كه احتمالا مسوولين مثل هميشه نفهميدند يا يه عبارتي خواب بودند) اينجاست كه در تبليغ هاي خياباني اين مراسم تصاوير ابن سينا، عطار و فردوسي در كنار نام رادو قرار گرفته بود. آخر نفهميديم ابن سينا «رادو» داشت يا عطار يا مرحوم فردوسي؟ شايد هم داشتند؟!

 

ماندگاران

 


+ پنجشنبه بیست و سوم آبان 1387 ساعت10:28 بعد از ظهر | مهدی انصاری |
 
 

باور کنیم مردم می فهمند...

 
 

 

گاهی اوقات باور نداریم مردم میفهمند.

اما مردم همه چیز را می بینند, تحلیل می کنند و می فهمند...

سخن نگفتنشان نشان از نفهمی نیست.

 

 

از تصاویر استقبال مردم گيلان از رييس جمهور
24/07/87

 


+ شنبه بیست و هفتم مهر 1387 ساعت0:2 قبل از ظهر | مهدی انصاری |
 
 

نسل بي چالش

 

نسل بي چالش*

 

-گفته اند و شنيده ايم كه نسل اولي ها انقلاب كردند و در كوران بحرانهاي مبارزه پخته شدند.

-گفته اند و شنيده ايم كه نسل دومي ها جنگيدند و براي حفظ و تثبيت اين انقلاب جهاد كردند و كوشيدند و در اين كوره عيار مرديشان را بالا بردند.

-گفته اند و شنيده ايم كه نسل سومي ها كنكور دادند و درس خواندند و درس خواندند و درس...

گمان كنم كه اثبات اينكه درس خواندن و علم بالكل از همه چيز مهمتر است ضرورتي ندارد اما اين ميان سوالي پيدا مي شود؛ اگر قرار باشد ثمره ي انقلاب براي نسل هاي نخستين بازنشستگي باشد، پس احتمالا تا چند سال ديگر در نظام مديريت كل دچار مشكل مي شويم. از آن جهت كه براي نسل سوم(وارثان انقلاب) نه كوره و كوراني بوده كه عيار مردييش را بالا برد و نه نواي شيپوري شنيده تا استواري و پايدارييش را بسنجد. خانواده هاي اين نسل هم عموما به جهت آنكه خود رنج كشيده بودند در پي فراهم آوردن آرامشي نسبي براي اين نسل مظلوم بودند. قسمت دردناك ماجرا آنجاست كه تا به حال نقش نسل سوم در عالم سياست و مديريت كل(كه تقريبا حضور جدي اين نسل است) در حد پادويي سياسي(در هر دو جناح) –كمابيش- مانده است و سر اين نسل سرنوشت ساز كه مسؤول دوران بعد مديريتي است فعلا بي كلاه مانده.

گمانم نگراني ام را تا به حال توانسته ام منتقل كنم اما روي سخن نه به مسؤولان كه با خودمان است. در واقع بهتر است حديث نفس كنيم. چون اگر بحث از حديث نفس بيرون رود و به گستره ي مديريتي كلان برسد در حد بخشنامه ها و دوره هاي مديريت بحران براي جوانان مي رسد كه احتمالا در آنها بحران مي سازند تا هنرجويان پخته شوند! اما ما چه كنيم؟ شايد وظيفه ي ما اين باشد كه به دنبال مواقعي باشيم كه بتوانيم مسؤوليت قبول كنيم. و يا سعيمان ورود به شرايطي است كه نمونه ي كوچكي از شرايط تصميم گيري و تصميم سازي باشد. البته با رعايت معادله ي توان و حجم كار. يك نمونه ي بارز اين مساله هم اردوي جهادي است. پس از گذراندن اردوهاي متعدد جهادي و در جريان اجرايي آنها بودن اين احساس در من قوت گرفته كه شرايط اردوهاي جهادي مي تواند بستر رشد توانهاي هدايت و رهبري در شرايط سخت را فراهم آورد. دور بودن از محيط مانوس زندگي، نا آشنايي با محيط كار، شرايط سخت عمومي اردوها، زمان زياد اردو كه باعث كم شدن انرژي گروه مي شود،‌ انجام دادن كارهاي سخت و بالاتر از توان بدني و ... همه از نتايج، بركات و ثمرات اردوهاي جهادي هستند كه بايد از طرف ما-نسل سومي هاي دور از چالش- جدي گرفته شود.

 

*ایده ی اولیه ی متن از برادر بزرگتر و دوست بزرگوارم علی الفت پور

 

 

 


+ سه شنبه شانزدهم مهر 1387 ساعت10:49 بعد از ظهر | مهدی انصاری |
 
 

آهنگ موبایل شما نشانه ی شخصیتتان است!

 

بسم الله الرحمن الرحیم

آهنگ موبایل شما نشانه ی شخصیتتان است!

در حال خود هستی. تاکسی، مترو یا اتوبوس. حتی در مهمانی. خنده دارش آنجاست که در مجلس آبرو مندی باشی و یا خدای ناکرده در مجلس ترحیمی باشی. در هر حال تلفن همراه شما زنگ می خورد و چند حالت برایتان رخ می دهد:

-         احتمالا آهنگ مناسبی دارید و از توجه دیگران به موسیقی سنتی یا کلاسیک تلفن همراهتان بسیار مسرور می شوید؛

-         احتمالا صدای غیر واضحی به گوش می رسد و بعد از چند لحظه اطرافیانتان متوجه موسیقی هوی متالی می شوند که از گوشیتان در حال پخش است؛

-         احتمالا آهنگ بلک جواتی از گوشیتان پخش می شود که بیشتر از آنکه باعث باخبر شدن شما بشود باعث خنده ی اطرافیانتان می شود؛

-         شايد قطعه اي مداحي از مداحان اهل بيت پخش مي شود؛

-         احتمالا صداي «دي ري ريم ريم دي ري ريم ريم ريم»(همان آهنگ نوكياي خودمان!) مي آيد؛

-         و شايدها و احتمالات ديگر  «بِعَدَدِ مُوبَايِلِ خَلايِقِ»

 

نكته ي جالب آن شده كه زنگ موبايل كم كم دارد مثل ارائه ي بليط، طرز لباس پوشيدن، روش صحبت كردن و خيلي چيزهاي ديگر نشانه ي شخصيت ما مي شود. بله نشانه ي شخصيت شما.


+ سه شنبه نوزدهم شهریور 1387 ساعت11:7 بعد از ظهر | مهدی انصاری |
 
 

شب سیاه نخواهد ماند...

 
هو الحی

۱.هر گاه که به جمعی تازه می پیوندم یاد حرف مرحوم آل احمد می افتم که در جایی می گفت:«در آن جمع مثل وصله ی بودم که به آنها اضافه شده بودم»(به قول عزیزی قریب به این مضامین!).

۲.از اول هم که اسم این وبلاگ را دیدم به این نتیجه رسیدم که شب در عین سیاهی و در نهایت ظلمت یک ویژگی نهان دارد. اینکه همچنان سیاه نخواهد ماند. سیاه است اما تا پایان سیاه نمی ماند. بنابر این همیشه دوست داشتم بگویم: شب سیاه نخواهد ماند. 

۳.

-فرشته ی یک: کمی این طرف تر... نه بیا این ور تر بنداز. آهان همینجا خوبه. همینجا پهنش کنید. اینجوری بیشتر جا میشه. یکی دیگه هم بغلش بندازین.

-فرشته دو در حال صدا کردن: سفره ی بعد لطفا...

-فرشته ی سه: میهمانان گرامی با تشریف فرمایی به سفره ها خود را مزین به مقام شریف «میهمان» کنید. بفرمایید.

ما در زمین: چقدر مونده تا اذان؟ بزن شبکه یک ببینیم... بدو

آقایی در شبکه یک: آی فرشته ها, آی گنجیشکای خدا, آی کفتر سفیدای حرم. تا زمان سرنا زدن فرشته های مهربون عرش خدا, تا وقتی که بلبلا از خونشون بیرون بیان و اذون بگن فقط پنج دقیقه مونده...

ما در زمین: بدو  بدو... هنوز پنج دقیقه وقت داری...

فرشته سه: دوستان محترم بفرمایید سر سفره. بفرمایید.

ما در زمین: چقد تا افطار مونده؟

ما در زمین: دو ساعت.

ما در زمین: یعنی دیگه نا ندارم. نفس نمونده برام. هر چی بد بختیه از دست این احمدی نژاده. آخه وقت بود ماهو اعلام کردی. وسط تابستون...

فرشته سه: بندگان محترم بفرمایید. بفرمایید سر سفره.

ما در زمین در حال پر کردن: بابا این رمضونم عجب قصه ای داره. دیکه تو تابستونش واقعا سخته. بزن شبکه سه ببینم بزنگاهو...

فرشته یک, دو و سه: نورهای دیده بفرمایید سر سفره. دیر میشه ها...

ما در زمین در ساعت دوازده و پس از چهار سریال: خوب الحمدلله امروزش به خیر گذشت. ان ش الله تا روز آخر همینجوری خوب باشه...

بعد از چند روز کماکان فرشته یک, دو و سه: دردانه های هستی, خردمندان عالم, مخلوقان برتر بفرمایید بر سر سفره ها. بیایید جانم به قربانتان.

و ما همچنان در زمین: الحمد لله ماه رمضان پر خیرو برکتی بود. ان شا الله تا ماه رمضان بعد...

--------------------------------------------------------------------

قضیه اول: دعیتم الی ضیافة الله

قضیه دوم: گر شبی در خوان نعمت میهمانت می کنند//گول نعمت را مخور مشغول صاحبخانه باش

نتیجه: ؟؟؟


+ چهارشنبه سیزدهم شهریور 1387 ساعت7:6 قبل از ظهر | مهدی انصاری |
 
 

موضوعات

سیاست و دیانت

ادب و شعر

فوتوغراف

درس تاریخ فرهنگ

 

 

مطالب اخیر

اینجا دادگستری محل گرفتن حق و اجرای عدالت است

تلخ است

برای سجاد عزیز...

تقليد يا توليد؟

شورش یا جنبش

تناقضات کودتای سبز با خط امام - 3 + دانلود پوستر

هر چه از دوست رسد نیکوست

در نقش رسانه

تناقضات کودتای سبز با خط امام - 2 + دانلود پوستر

برای آقای کلاسهای دینی

درس یک و دو تاریخ (سی مهر)

تناقضات کودتای سبز با خط امام - 1 + دانلود پوستر

کجا میتوان گریخت ؟

آيا نبايد آرزوي نابودي عنصر ضد ولايت فقيه را داشت؟