تبليغاتX
شب همچنان سیاه است
  شب همچنان سیاه است

 

درس یک و دو تاریخ (سی مهر)

 
درس یک تاریخ (کامل)

درس دو تاریخ (کامل)



برای دانلود روی درس مورد نظر کلیک کنید . در انتهای صفحه ای که برای شما باز میشود گزینه Save file to your PC نوشته شده . رو به روی آن لینک آبی رنگ  click here را کلیک کرده و فایل را دانلود کنید . حجم فایل درس اول 1.8 مگا بایت و درس دوم 3.5 مگابایت میباشد


+ پنجشنبه سی ام مهر 1388 ساعت3:36 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

تناقضات کودتای سبز با خط امام - 1 + دانلود پوستر

 
این روزها که جریان شکست خورده انتخابات با اعتماد به نفس بالای خود، هم چنان خود را خط امامی می داند و از طرف دیگر علاقه ای به توضیح پیرامون تناقضات آشکار خود با ادعای خط امام بودنش ندارد، حداقل کاری که می توان انجام داد طراحی سلسله پوسترهایی است که در عین صراحت، حرفی برای گفتن کودتاچیان باقی نمی گذارد.

اولین سری از این مجموعه به ارتباط جریان ناکام کودتا با شیخ ساده لوح، حسینعلی منتظری می پرازد.

با دانلود این فایل می توان ضمن استفاده به عنوان پوستر و یا تراکت، در نشریات دانشجویی و ... نیز از آن استفاده کرد و یا حتی این فایل را بلوتوث نمود.

برای دریافت اصل پوستر با کیفیت بالا در صفحه ای که باز می شود بر روی downlod now کلیک کنید. اینجا

شماره دوم از این سری تا آخر هفته در همین وبلاگ قرار داده می شود.


+ چهارشنبه بیست و نهم مهر 1388 ساعت1:56 قبل از ظهر | امیر حسین ثابتی |
 
 

کجا میتوان گریخت ؟

 

وقتی آّب دریاها از رشته کوههای البرز و هیمالیا و کلیمانجارو به سمت سرزمین مجاورش سرریز شود چه کسی میتواند این سرنوشت را تغییر دهد ؟ هیچ .

وقتی ستاره خورشید خاموش شود و در اثر این خاموشی مرکز خورشید نتواند این هلیم های مذاب را در اطراف خودش نگاه دارد ، وقتی این گازهای چند میلیون درجه ای در اثر فورانات خورشید به سمت زمین آهسته حرکت کنند چه کسی میتواند این سرنوشت را تغییر دهد ؟ هیچ .

وقتی شهاب سنگ بزرگی به اندازه چندین کره ی زمین با سرعت به سمت زمین حرکت کند و تلسکوپ هابل مستقیم صحنه نابود شدن زمین را تا فردا از رسانه ها نشانمان دهد چه کسی میتواند این سرنوشت را تغییر دهد ؟ هیچ .

اصلا تا به حال اندیشیده اید وقتی فردا روزی قرار باشد همه چیز تمام شود ، چه میتوان کرد ؟

عده ای تسبیح به دست به دنبال استغفار عمری گناه میگردند و چون فانونس پنجه در  باد است استغفار پیش از مرگ هرچند لاتقنطوا من رحمه الله . برخی نهضت و آزادیخواهی و استقلال و حرص و طمع و همه را عطایش را به لقایش میبخشند که حال را غنیمت است بیا توشه ای برای فردای نمانده برداریم . برخی هم میروند سراغ لذت های کاذبی که از ترس مکافات دولت تا کنون انجامش نمی دادند . لذت کشتن آدم ها و دزدین آخرین مدل بی ام و همسایه، خودش انگیزه ای است برای روز آخر . عده ای هم جوّ ابوریحان بیرونی دارد خفه شان میکند و کتاب به دست گرد شهر میگردند که بدانم بمیرم بهتر است یا ندانم که گمانم ندا می آید اگر میدانستی الان پی دانستن نبودی ؟ برخی هم برای پیام اخلاقی هم که شده میروند دست پدر و مادرشان را میبوسند و دور هم در یک خانه جمع میشوند تا فردا همه در آغوش هم با یکدیگر لذت ذوب شدن را تجربه کنند . رومانتیک ها هم پی لذت یک آخر عمری میروند درون هم دیگر که شاید ز لحد گریبان در گریبان  به قیامت وارد شوند.یا به قول شاعر که در وصف عاشقان –مزدوج و غیرمزدوج!- سروده :  «من سرم بر شانه ات یا تو سرت بر شانه ام / فکر کن بانو اگر باشد چه جوری بهتر است؟!!» .

به قول خواجه نصیر که خوب به ایجاز گفت : و الظهور یجب عند زوال السبب (ظهور واجب میشود وقتی که سبب غیبت زایل شود ) . دنبال آن یک روز قبل از نابودی هستیم که آیا میشود روزی باشد که همه اسباب غیبتت را برداریم .

حقیقت آن است که وقتی مرگ به سراغمان بیاید هیچ یک نمیتوانیم از خودمان دفاع کنیم . حتی اگر همه مان جمع شویم و بگوییم ما این قاعده ظالمانه را وتو میکنیم . حتی اگر کلاهک های هسته ای را به سمت عرش بگیریم و بخواهیم محل استقرار ملائکه را بمباران کنیم . حتی اگر همه مان درصندوقهای طول عمر رای آری بیاندازیم ، در آن لحظه چه کسی میتواند این سرنوشت را تغییر دهد ؟ هیچ .

وقتی که همه چیز تمام میشود ، چه کسی قدرت گردن کشی دارد ؟ هیچ .

لِمَن الملک ؟ لله الواحد القهار...

والسلام


+ سه شنبه بیست و هشتم مهر 1388 ساعت10:30 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

آيا نبايد آرزوي نابودي عنصر ضد ولايت فقيه را داشت؟

 

حرم مطهر حضرت مالك اشتر ،استوار ترين مدافع ولايت امير المومنين(عليه السلام)ريشه ضديت با ولايت خدا و اولياءش در حسادت نسبت به ولي خدا است .حسادت نسبت به ولي خدا باعث مي شود كه افراد رياست افراد ضعيف تر از خود را بپذيرند.اينها نسبت به همه حسادت ندارند .بلكه اين حسادت تنها نسبت به ولي خدا است.وقتي مروان بن حكم نسبت به ولايت امام حسين (عليه السلام) حسادت مي كند به راحتي تحت ولايت يزيدي قرار مي گيرد كه در نظر خود مروان به هيچ وجه عددي نيست.يزيد بن معاويه مثل فرزند مروان است.او كسي است كه نه از سياست سر در مي آورد و نه از دين و نه از هيچ چيز ديگر.اما چرا بايد فرد سياست بازي مثل مروان بن حكم زير بار ولايت يزيد برود؟چون مروان نسبت به حسين بن علي (عليه السلام) حسادت دارد.نمي تواند ببيند فرزند علي بن ابي طالب (عليه السلام) ولي او باشد .چون انسان بي معنويتي است.وضع مردم كوفه هم دقيقا همين طور بود.چون مردم بي معنويتي بودند نمي توانستند ولايت علي (عليه السلام) را بپذيرند.اما همان مردم به راحتي تمام ولايت حجاج بن يوسف ثقفي را پذيرفتند.حال سوال اين جاست.كساني كه ولايت اولياء خدا را نمي پذيرند آدم هاي بدي هستند يا عناصر خطرناكي اند؟ آيا مي شود گفت كه اينها آدم هاي بدي هستند و موجوداتي خطرناك نيستند ؟ خير

عناصر ضد ولايت اولياء خدا موجودات خطرناكي اند.از ميان شان جاسوس به وجود مي آيد .وطن فروش،خود فروش و همه چيز فروش هم بوجود مي آيد.تمايل به ولايت طاغوت و بي اعتنايي به ولايت اولياء خدا اين چنين مولودهايي دارد.

فلسفه شعار مرگ بر ضد ولايت فقيه همين است.چون عنصر ضد ولايت عنصر خطرناكي است.عنصر ضد ولايت اولياء خدا ،به همان سهولتي كه به ولايت خدا بي اعتنايي مي كند جذب ولايت طاغوت مي شود.و اينقدر به ولايت طاغوت متعهد مي شود كه همه را به تعجب وا مي دارد.

سازمان مجاهدين خلق يكي از اين نمونه هاست.اينها تمام مشكلشان در ابتداي انقلاب شكوهمند اسلامي با ولايت فقيه بود.نمي توانستند ولايت اولياء الله را بپذيرند .حتي روي ديوارها "رئيس جمهور [امام] خميني " مي نوشتند.مي گفتند كه اگر امام را رئيس جمهور كنيد حرفي نيست.چند وقت ديگر با انتخابات بعدي يك شخص ديگري را جايگزين او مي كنيم.به امام جايگاهي ندهيد كه نتوان او را تغيير داد.او را ولي فقيه نكنيدكه رئيس جمهور ها زير نظرش بروند.آن وقت نتيجه اينهايي كه ولايت امام خميني را نپذيرفتند چه شد؟نتيجه اش اين شد كه به سادگي تمام ولايت صدام يزيد كافر را پذيرفتند.و به دستور صدام عراقي شيعه كشتند،عراقي سني كشتند،به ايران حمله كردند و ... كساني كه ولايت امام را نپذيرفتند فرمانده شان صدام عفلقي شد.

كسي كه ولايت خدا را نپذيرد مثل آب خوردن ولايت طاغوت را مي پذيرد.و اين خصوصيت او را تبديل به يك عنصر خطرناك مي كند.بعضي ها هستند كه يك روحيه ضد ولايي دارند .انسان فكر مي كند كه اينها زير بار حرف زور نمي روند و آقا بالا سر نمي خواهند.بايد گفت اين خيلي خوب است.شما زير بار حرف زور نرويد .نه علي (عليه السلام) و نه معاويه. ولي نكته اينجاست كه اينها اينقدر مثل موم  نرم اند در دستان معاويه كه انسان تعجب مي كند.

عمر بن سعد ،ولايت علي بن ابي طالب (عليه السلام) را نمي پذيرفت .مي گفت من در فتنه دخالت نمي كنم.آن وقت همين فرد در زمان ابي عبدالله الحسين (عليه السلام) ،نوكر نوكر يزيد بن معاويه شد.يزيد شخصيت اجتماعي نداشت و انسان پستي بود.اما عمر سعد استاد اخلاق بود.عبيدالله زياد هم نوكر يزيد بود.عمر سعد استاد اخلاق ،ولايت خدا را نپذيرفت،نوكر نوكر يزيد ميمون باز شد و آمد حسين بن علي (عليه السلام) را كشت.ببينيد اين آدم چه عنصر خطرناكي بود.

مردم همواره ميان دو ولايت مجبور به انتخاب اند.

*اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ*

به اين آيه دقت كنيد .مي فرمايد خدا ولي كساني است كه ايمان آورده اند.خدا ولايتش را به اولياءش مي دهد.امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد: ولايتنا ولايت الله التي لم يبعث نبي قط الا بها.

حال كساني كه ولايت خدا و اولياءش را نمي پذيرند مشكلشان چيست؟* الَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ*

مشكلشان اين است كه طاغوت را به ولايت مي پذيرند.طاغوت يعني كسي كه خدا نگفته  ،او رئيس است. اولين مشكل شان اين است كه ولايت طاغوت را مي پذيرند.بعد طاغوت چه بلايي بر سرشان مي آورد؟ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ

خدا در آيه ديگر مي فرمايد:* أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُواْ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُواْ إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُواْ أَن يَكْفُرُواْ بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُضِلَّهُمْ ضَلاَلاً بَعِيدًا*

انگار اصلا اينها دوست دارند ولايت مطلقه غير خدا را بپذيرند.وقتي به آنها مي گوييم بياييد ولايت مطلقه رسول الله (صلي الله عليه و آله) را بپذيريد،مخالفت مي كنند.اما همين تمايل ولايت پذيري را نسبت به طاغوت دارند .نسبت به كسي كه خدا او را تعيين نكرده است. اينها ولايت مطلقه فقيه را نمي پذيرند اما حاضرند ولايت مطلقه احزاب و صهيونيسم را بپذيرند.

حال نبايد آرزوي نابودي عنصر ضد ولايت فقيه را داشت؟

----------------------------------------------------------------

این خلاصه ای از چند سخنرانی حجه السلام پناهیان است.


+ جمعه هفدهم مهر 1388 ساعت1:36 بعد از ظهر | محمد مهدی نصر |
 
 

ولایت پس از بنیانگذاری

 

ولایت پس از بنیانگذاری

امام فرموده بودند ولایت فقیه ولایت رسول الله است خیلی ها گفتند سمعا و طاعتا .

 شاید بر اساس اسلوب ژورنالیستی حق آن باشد که در دیباچه یک مطلبی چند خطی در باب موضوع سخن بگوییم و ناگهان وارد مقدمه نشویم اما حقیقت آن است که گاه ضربه ابتدایی ، آنقدر اهمیت دارد که مقدمه نویسی را فدای آن میکنی ...

فضای آلترناتیوی علیه دولت توتالیتر پهلوی و نقش خرده نهادهای فرهنگی که توسط نهادی های دینی مثل هیئت و مسجد هدایت میشد ،بخش عظیمی از  مردم و مبارزین را به اطاعت از فرامین آیت الله خمینی به عنوان رهبر بلا منازع و مورد اجماع همه گروه ها کشاند . حتی اگر نگاهی به مارکسیست های مبارز بیاندازید هر چند که با مبانی ایدئولوژیک و فکری امام سر سازگاری نداشتند اما از آنجا که با او در هدف مبارزه و براندازی رژیم همسو بودند شخصیت ضد دیکتاتور و یا ضد استعماری او را مورد ستایش قرار می دادند . اساسا در مبارزه برای براندازی بسیاری از افکار و ایدئولوژی ها جهت رسیدن به هدف مشترک با مبارزین اصلی همسو میشوند . مثال ملموس تر اتفاقات انتخابات اخیر بود . هر چند برخی اشخاص از شخصیت های انقلابی و متعهد انقلابی به شمار می رفتند اما از آنجا که ناخواسته با اهداف براندازانه همسو شده بودند گروه هایی که قطعا به لحاظ ایدئولوژیک با او در تعارض بودند ، او را برای رسیدن به هدفشان مورد ستایش قرار می دادند .

اما کافی است که مبارزه از مرحله سلبی وارد مرحله ایجابی و تاسیس تمدنی خویش شود . آنجاست که اعتقادات متعدد و همچنین منافع شخصی بسیاری آنان را از راه انقلاب جدا میسازد . چرا که هر کس با دید خویش وارد مبارزه شده است . اگر رهبری مبارزه در دست انسانی باشد که موج انقلاب او را به جلو می راند قطعا انقلاب با شکست اعتقادات اولیه و مبارزان ابتدایی مواجه میشود اما اگر رهبر مبارزه با بصیرت چارچوب فکری و ایدئولوژیم خویش را مورد نظر داشته باشد قطعا انقلاب در مسیر تکامل و نه انحراف از آرمانها قدم بر می دارد . امام نیز از همان ابتدای مبارزه ضمن مورد هدف قرار دادن ذلت غربی پرستانه پهلوی ها ، چپاول ملت، دیکتاتوری محمد رضا و فضای لائیک و در بسیاری اوقات ضد دینی رژیم ، ایدئولوژی حکومت اسلامی با محوریت ولایت فقیه را به عنوان آلترنانیتو رژیم موجود تئوریزه و نهادهای آموزشی مانند حوزه نجف به تدریس آن پرداختند . همین نکته سبب گردید که پس از پیروزی انقلاب امام ضمن اعلام نظر خودشان در زمینه حکومت جمهوری اسلامی ، نه یک کلام کم و زیاد مردم را در پذیرش حکومت و رای به قانون اساسی مختار اعلام کردند . که بحث در این باب مفصل و شیرین است که زمان مقتضی خویش را میطلبد .

تا اینجا بحث از سلب پهلوی بود و همه متحد اما پس از تاسیس حکومت اسلامی ، مبارزین به سه دسته تقسیم شدند . 1) پیروان خط امام و مومنین و معتقدینی که حکومت اسلامی با محوریت ولایت فقیه را به عنوان ایدئولوژی و شکل حکومتی پذیرفتند 2)لیبرال ها که اعم از مسلمانان و یا افراد لائیکی بودند که تنها به دنبال جمهوری و دموکراسی بودند و قبل از انقلاب نیز تنها به خاطر ضد دیکتاتور بودن آیت الله خمینی با او همراه شدند و به دنبال مشروطه دیگری بودند که انقلاب نیز روحانیت حدوث و روشنفکری بقا شود . 3) مارکسیست ها که دین را افیون توده ها میدانستند و آیت الله خمینی صرفا یک مبارزی بود که مانند گاندی ، سید جمال و امثالهم نهضت خلق را علیه بورژوازی و یا فئودالیته پهلوی به راه انداخته بود .

طبیعی است که دسته دوم و سوم در مرحله ایجاب حکومت از مسیر انقلاب جدا شدند . اما ماندند عده ای از مبارزین و خط امامی ها که تا مرگ امام روح الله بر حرفشان مبنی بر ولایت فقیه ایستادند اما مرگ امام همانا و پرسش های تازه همانا .

امام به عنوان یک رهبر دینی که از کودکی و یا نوجوانی تصویرش به عنوان سیدی که به شیوه جد مکرمش امام حسین علیه یزید وقت قیام کرده و باید مانند هفتاد و دو تن دور او پروانه وار چرخید تا اهل کوفه نبود در ذهن بسیاری نقش بسته بود . در واقع نفس کشیدن در فضای انقلاب امام خمینی را به عنوان یک رهبری ارزشی برای آنها درونی کرده بود بدون آنکه ولایت فقیه را گاهی از بیرون و به عنوان یک پدیده عینی ، دینی و علمی بنشینند و بررسی کنند . در واقع همانها که امام را تنها رهبری کاریزما نامیدند که هاله قدوسیت او سبب شده بود شیفتگان او انقلاب کنند همانها پس از مرگ این رهبر قدوس در پذیرش فرد دیگر دچار تزلزل شدند .

فی الواقع در پذیرش ولایت فقیه آدم ها سه دسته شدند 1) دسته اول متدینینی بودند که ولایت فقیه را به عنوان یک اصل علمی و واجب دینی پذیرفتند و امام را به واسطه ولی فقیه بودن عصر خویش اطاعت میکردند .2) عده ای که در فضای انقلابی به دنبال یک رهبر دینی به راه افتادند و امام به عنوان یک چهره کاریزما و پر ابهت می توانست نمودی تجسمی از ائمه ای برای آنها باشد که اگر در عصر فعلی حضور می داشتند همان کاری را میکرد که امام میکرد . اینها در واقع پیش از پذیرفتن امام به عنوان ولی فقیه ، شیفتگان آیت الله خمینی بودند که تنها ولایت فقیه را شایسته او میدانستند و در واقع معتقد به نظریه رهبری آیت الله خمینی بودند نه ولایت فقیه 3) مسلمانانی که طبق عرف موجود و سنت دیرینه به روحانیون احترام میگذاشتند و به آیت الله خمینی به عنوان یک مرجع تقلید و رهبر فعلی نظام احترام میگذاشتند و در واقع عوامانه و بدون هیچ پشتوانه علمی و صرفا از روی آنچه از صفای دل دارند وی را به عنوان رهبری نظام می پذیرفتند که میتوان آنرا صرفا یک پذیرش انفعالی دانست که اگر در معرض لغزش قرار بگیرد معلوم نیست چقدر دوام بیاورد .

پس از وفات امام خوبی ها در نیمه خرداد 68 ، دسته دوم و سوم دچار الیناسیون هویتی ، توهم ، لغزش ، اشتباه و یا بحران شدند . مگر میشود پس از امام کس دیگری ولی فقیه باشد . مگر میشود از شخصی غیر معصوم اطاعت کرد و اما و اگرهای فراوانی که تا دیروز بدیهیاتی بود که امروز مانند خوره روح و تن را از درون میخورد .بحران آموزشی که نتوانسته بود بفهماند رهبری ا پر رنگ تر از ولایت فقیه نیست . ولی فقیه است که بواسطه عدالت و علمی که دارد  از میان عده ای  توسط آدم های خبره کشف میشود و او همان مقامی را دارد که امام فرمود رسول خدا دارد . اصلا مهم نیست که کدام شخص با چه ویژگی های ظاهری و روحی ، مهم آن بود که شروط عدالت و علم و تقوا و شجاعت را داشته باشد . اینجا بود که خیلی ها لغزیدند . اینجا بود که عده ای ولایت فقیه را سکولار فهمیدند و سکولار اطاعت کردند . اینجا بود که برخی برای دور زدن خودشان ولی فقیه را فقط یک مسئولی نامیدند که مردم به واسطه رای به قانون اساسی او را میخواهند و باید به واسطه قانون به او احترام گذاشت و حواسشان نسیت که اگر ولی فقیه ذیل قانون اساسی باشد نامش ولی فقیه مقیده میشود نه آنچه امام فرمود ولایت مطلقه فقیه .

اما آیت الله خامنه ای پس از فوت بنیانگذار انقلاب اسلامی با وجود آنکه چهره جوانتری نسبت به مراجع تقلید و برخی مبارزین وقت بودند ، به خوبی توانستند پس از مدت کوتاهی با درایت در امور کشور به خصوص در عصر پس از جنگ به ملت نشان بدهند که شروط ولایت فقیه خمینی بودن نیست ، عدالت و علم و تقوا و شجاعت است که در عصری در آیت الله خمینی هست و در عصری در آیت الله خامنه ای . آنچه امروزه بسیاری از مغرضین فهمیده اند آن است که برای مبارزه با ولایت فقیه بایستی شرط عدالت او را مورد هجوم قرار داد تا بگویند دیدید اجماع خبره های مسلمین بر ناحق بود تا از این استقرای شیطانی اصل ولایت فقیه را مورد هجمه قرار دهند . هر چند حساب نگاه علمی و آکادمیک بی غرض که دیالکتیکش با حوزه سبب تکامل این نظریه در پاسخ به شبهات است با نگاه مغرضانه کاملا متفاوت و قابل لمس است . علی ای حال آیت الله خامنه ای با درایت خودشان در رهبری جامعه پس از امام و مقبولیت که امروز در میان بخش اعظمی از مردم ایران دارند که ادله اش برای آنان که اهل غرض نیستند مانند اثبات وجود آفتاب ، روشن است  ، ثابت نمودند که نظریه ولایت فقیه ردایی است در خور قامت انسانهایی که در هر عصر شروط لازمه اش را دارایند و به اذن الهی حق دخل و تصرف در امور مسلمین به آنان واگذار میگردد .


+ پنجشنبه شانزدهم مهر 1388 ساعت1:30 قبل از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

از رنجی که می بریم

 

از رنجی که میبریم

یاد آقا طیب به خیر . دستش رو با طناب محکم بستند به چوبه دار . خشاب ها را که کشیدند حوصله اش سر رفته بود . دست مرد که بسته نمیشه . آتیش کن دیگه دستام داغون شد . به همین راحتی ....

گفت آقا سعید از این دور که نمیشه فکه رو به مردم نشون داد . بذار برم وسط میدون بگم کانال کمیل که میگن اینجاست . میخوام بگم اون گردانی که رفت و یکی و دو تا بخت برگشته ازش برگشتن همینه. تا رفت وسط میدون صدای انفجار بلند شد . آقا مرتضی آوینی پرید ، سعید بدو .به همین راحتی ....

گفتند حاج حسین ، پیرمرد راننده ماشین تدارکات ماشینش گیر کرده یه لحظه بیا یه دستی به این ماشین بزنیم ، هلش بدیم روشن بشه . تا رسید دم ماشین توپ 120 پروازش داد . فرمانده لشکر اصفهانی ها رفت . به همین راحتی ....

فرمود عمو جان مرگ نزد من چگونه است . شیرین تر از عسل عمو جان . وسط میدان که گرد و خاک بلند شد صدا زد عمو به فریادم برس . به همین راحتی ......

سرت vو که به عقب بر میگردونی با خودت میگd ، نه دیگه از من گذشته . من و کمک به ظهور . دوباره دل آقا رو میشکونی به همین راحتی ....

هر چی میخوام بگم دلم آروم نمیشه . آی خاکای شلمچه دلم پیش شما گیر کرده . دلم برای حال و هوای سفر جنوب تنگ شده . آی رفقا شما را به خاکای فکه قسم امسال یاد من آلوده هم بکنید . گرفتار خاک شدیم به همین راحتی ....

گفتم قلمم شکسته . دل سالم است و سلیم نیست . دیدی اسیر خاک شدیم . آقا ما خاکریز گم کردیم . گفتش ننگ بر کسی که وقتی آقاش جلوتر تیربارون میشه و دنبال خاکریز میگرده

گفتم من هنوز ادله اثبات خدا رو پیدا نکردم .گفتش خون خدا رو سر بریدند تموم شد رفت.

گفتم منتظر آمدنش نشستم . گفتش آقا اومد دید نشستی رفت ..به همین راحتی .......

جا ماندیم . به همین راحتی .......

 


+ سه شنبه چهاردهم مهر 1388 ساعت2:0 قبل از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

نقدی کوتاه بر صدا و سیما

 

چند وقتی است که تا حدی در برنامه های صدا و سیما دقت می کنم به خصوص در مناسبت ها و روزهای تاریخی. به عنوان مثال همین چند روز پیش که هفته دفاع مقدس بود. ( البته این را هم بگویم که همه برنامه های این هفته رو ندیدم.)سوالی به ذهنم خطور کرد ، که آیا این هشت سال که از  گستردگی و عظمت آن شنیدم و می گویند به اندازه ای نیست که بتوان از آن به قدر یک هفته برنامه های فاخر و قابل توجه ساخت ؟ چقدر فیلم های آرشیوی داریم که هنوز باز نکرده ایم؟ چه مقدار از اخبار آن زمان است که فقط برخی ها خبر دارند و خدا می داند کی فاش می شود؟ چقدر از اتفاقات آن زمان پنهان شده است و ما خبر نداریم؟ چه حرف های است که هنوز در سینه های گذشتگان ما مانده؟ آیا من که متولد سال 67 هستم ، حق ندارم از گذشته کشورم با خبر بشوم؟ آیا حرف های قابل قبولی برای نسل بعد از خودم که تا 7-8 سال دیگه از من سوال خواهد کرد ، دارم؟ چگونه است که کتاب ها و برنامه های ما پر است از تاریخ هزار ساله شاهان مختلف اما دریغ از باز گویی های منسجم و درست از تاریخ پنجاه سال قبل! به قول بزرگی مردم ما تشنه اخبار و اطلاعات اند، خواهان حقیقت اند، اما رسانه ما برای آنها خوراک درست و مفید ندارند. به خاطر همین است که به دنبال چیپس ها و پفک های خارجی می روند . نباید توقع داشت که جوان و  نوجوان ما درست عمل کند ، درست حرف بزند. چرا که به او درست عمل کردن و درست حرف زدن را آموزش ندادیم . درد فقط یکی نیست ، اگر برنامه های مناسبی داشتیم حرفی نبود ، اما از سویی دیگر انگار جنگ فقط در همین یک هفته یا سه خرداد بوده؟! این آسیب در مورد وضعیت کلی حاکم است . اول: مقطعی بودن . دوم : نداشتن برنامه شایسته. اگر صدا و سیما به قانون خط مشی کلی و اصول برنامه های سازمان که مصوب سال 1361 است عمل کند، به نظر حقیر جدا جای کمبودی نخواهیم داشت . القصه ما نو.شتیم ، شما بخوانید و از طریقی که توانستید  منتقل کنید.


+ شنبه یازدهم مهر 1388 ساعت6:10 قبل از ظهر | محمد صالحی |
 
 

جریان شناسی تحیکم وحدت

 
سلام علیم و رحمه الله

یه پیشنهاد به رو بچ دانشجو:

ما تو بسیج دانشکده می خواهیم یه جریان شناسی تحکیم تو بچه ها راه بندازیم. منابع خوبی هم پیدا کردم. لینکش رو می ذارم تا همه بتونن استفاده کنن

پرینت بگیرید یا به صورت جزوه مطلب رو صفحه بندی کنید

یاعلی

1

2

3

4

5

6

7

8

9

10

11


+ سه شنبه هفتم مهر 1388 ساعت1:8 قبل از ظهر | امیر حسین ثابتی |
 
 

درس یک و دو تاریخ

 
با عرض شرمندگی از دوستان فرهیخته . چون فضای دیگه ای توی وب نداشتم مجبور شدم اینجا آپلود فایل درس تاریخ رو برای دوستان دبیرستان فرهنگ قرار بدم .

درس یک و دو تاریخ


+ دوشنبه ششم مهر 1388 ساعت9:16 قبل از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

عرض تبریک

 
پس از مرتضی کیا و مهدی شاه آبادی که طی یک سال اخیر پر شدند سید حسین هم پر ...

سید حسین دوست داشتنی ما هم ربوده شد و رفت! دیشب داشتم خاطرات رو همینطوری در ذهنم مرور می کردم! از همون موقع هایی که برای اولین بار همدیگرو دیدیدم تا موتور سواری های مخفیانه از دست فرید! و آن روز خنده دار و به یاد ماندنی که فرید ازم تقدیر کرد و موتورم رو به من بازگردوند و من قول دادم دیگه سوار نشم و بعد هم بلافاصله با سید رفتیم خونشون و از فرداش دوباره هر روز همون آش و همون کاسه! تا حاج قربون و شاه عبدالعظیم رفتن های مخفیانه تر و اردوی جهادی ۱۳۸۵ به کهکیلویه و بعد هم این ۳ سال تو دانشگاه که کم و بیش همدیگرو می دیدیم.

ان شاا... مبارک باشه و بقیه هم اندکی پند بگیرند! بخصوص بزرگترهای مجموعه ...

حاج مهدی مقام

آقا سجاد صفار

 و...


+ جمعه سوم مهر 1388 ساعت10:12 بعد از ظهر | امیر حسین ثابتی |
 
 

تقوا = تمییز

 

1

آیا تاریخ قرار بر تکرار دارد ؟

آیا اگر واقعه ای تکرار شود میشود جای مهره های سیاه و سفید را این بار درست تشخیص داد ؟

همه ی ما صدام ها و یزید هایی در نفسمان داریم که تا در مقابلشان صف آرایی نکنیم ، نمی توانیم حق را از باطل تشخیص دهیم .

و همانا کسانیکه تقوا پیشه میکنند خداوند به آنان معرفت شناخت حق از ناحق را میدهد (محصف شریف)

2

صدای نالش بلند شد ، روضه خون میگفت : وقتی از اسب رو زمین افتاد ، هلهله کردند .

همیشه به اینجا که میرسه این سوال به ذهنم می آد که چطوری نوه پیغمبر رو دیدند و سر بریدند و بعد این پیش بینی احمقانه ذهنم رو مشغول میکنه که اگه یه وقت ، یکی از اعضای بیت امام راحل طوریش بشه چه سناریوی تازه ای از ماجرای کربلا داریم . این وقته که سروش معرفتی ذهنت خودش رو به در دیوار میکوبه که حضرت وسط جنگ جمل فرمود حق رو بشناس و اشخاص رو باهاش بسنج . مگه نمیگی حسین روحی لک فداک نوه پیغمبره . پس چرا محمد بن حنفیه رو نمیگی . اون مگه نوه پیغمبر نبود . چرا عایشه رو نمیگی . چرا جعفر کذاب عموی امام زمان را نمیگی . چرا ابوجهل عموی پیغمبر رو نمیگی . چرا زبیر پسر عمه رسول الله رو نمیگی . چرا عثمان داماد پیامبر رو نمیگی . چرا برای اینا به سر و سینه نمیزنی . چرا مصیبت اینا را بزرگ نمیکنی . اینوقته که ناخودآگاه باید پاسخ بدی که حسین گوشواره عرش است نه به خاطر نوه رسول الله و فرزند امیرالمومنین و حضرت زهرا ، (هر چند اینها فخر بزرگی است که امام حسین در حدیث مفاخره با امیرالمنین هم چنین فخری نمودند) به خاطر اینکه حسین بر مدار حق بود . در واقع سر بریدن نوه رسول خدا مصیبت اعظم نیست کما اینکه ممکن بود پیغمبر نوه ای داشته باشند که گناه مرتکب شود که مکافاتش حد و یا سربریدن باشه ، بلکه مصیبت اعظم ذبح حقه . ذبح امام عصره . اینجاست که آدما دچار مشکل میشند .

اما اینا هم به کنار ، مگه تو لشکر جنود شیطان نشنیده بودند که حسین اولین جوانی است که وارد بهشت میشود ، مگه معتقد نبودند که رسول خدا راست گو ترین مردم است ، مگر حضرت روز عاشورا نسبش رو اعلام نکرد که من همان کودکی هستم که رسول خدا مرا گرامی می داشت و گفت تو اهل بهشتی و مردم می دانستند که رسول خدا دروغ نمی گوید و انسان اهل بهشت ، کار خلاف حق نمیکند . پس چرا کشتند ، چرا وقتی کشتند هلهله کردند . حضرت جوابی داد که در تاریخ دیده اید . میخواستم از این جواب نقبی به کاپیتالیسم و تکنوکراسی موجود بزنم دیدم بهتر که در تاریخ اسلام بمانیم .ساحت بحثش فضای جدایی می طلبد .

توجیه سنگ پرانی چه بود . حسین علیه خلیفه وقت قیام کرده . اینجا هم باریکه ای است که برخی خویش را به آن شبیه میکنند . میگویند ما حسین وار علیه یزید جمهوری اسلامی قیام کردیم . و چه کاریکاتوری از تاریخ برای خودشان کشیده اند . حواستان هست که حسین علیه خلیفه ای قیام کرد که دین رسول خدا را گرامی نمی داشت ، علیه کسی قیام کرد که نماز و روزه را بی بها میکرد . علیه کسی قیام کرد که علنا ظاهر دین را نیز رعایت نمیکرد . وجدانتان قاضی حاکم وقت ما چنین میکند . دین رسول خدا را ضایع میکند . از سر هوای نفس دعوت به خویشتن میکند . علنا فساد را رواج میدهد . یا وجهه همتش گرامی داشت آیین آخرین است . وجه تشابه در سمت ها هست اما قیاس شرط دیگری دارد و آن تشابه ماهیت ها و موضوع هاست .

3

نهروان که شد فرمود به خدا قسم آفتاب به غروب نمیرسد مگر آنکه اندکی از آنان زنده بمانند .

در سرزمین صفین عراق فتنه ای رخ داد ، عده ای گفتند علی دیگر عدالت ندارد . نه علی نه معاویه . کس دیگری برگزینید . هر دو قدرت طلبند برای قدرت جوانان ما را به کشتن میدهند . معتکف شدند . عجیب زهد پیشه کردند . برای آنکه خارجی نخواندنشان شب ها تا به صبح به نماز بودند و قرآن . موقع نماز های جماعت که میشد در اعتراض به قدرت طلبی و استبداد علی وارد مسجد کوفه میشدند و هنگام نماز بلند بلند قرآن میخواندند کاری میکردند که اجتماعات مسلمین پر آشوب شود. آخرش قدرت به فریب به معاویه که رسید لابه کنان ، بر علی گردن فرازی کردند که چرا تو فریب معاویه را خوردی . بعد هم که شام مستقل شد و اسراییل عصر  فریب مسلمانان پیغمبر دیده شد .

4

شیخ را که بر بالای دار میبردند ، به علما پیام فرستاد امروز سر من را بالای دار بردند فردا عمامه شما بر میدارند .

چندی نگذشت شیخ را کشتند طباطبایی و بهبهانی را خانه نشین و تبعیدی کردند ، رضا پالانی که آمد دستور داد هر آخوندی که کارت پهلوی ندارد را خلع لباس کنند . یک دهه نکشید در خیابانهای تهران سربازان متفقین برای عیاشی شبشان زنان چادری را به یغما می بردند .

5

وقتی نتوانی برای زنده داشتن خواست خدا ، از سر هوای خویش بگذری ، مجبوری برای زنده نگه داشتن خویش دین فروشی کنی . این پیام تاریخ برای آیندگان بود


+ جمعه سوم مهر 1388 ساعت2:25 قبل از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

موضوعات

سیاست و دیانت

ادب و شعر

فوتوغراف

درس تاریخ فرهنگ

 

 

مطالب اخیر

نامه ها بر نامه ها

عاشورای 88

عجب صبری خدا دارد، اگر من جای او بودم...

هشدار هشدار همه به سوی خدا بر میگردیم

هنوز پرچم بالای گنبد ارباب سیاه است

طلوع می کند اکنون به روی نیزه سری

اللهم جعل عواقب امورنا خیرا!!!!

مانیفست سکوت

و هنگامیکه مصیبتی بر شما نازل شد بگویید انالله و انا الیه راجعون

چرا ولايت مطلقه ؟

کسی به حسن و حلاوت به یار ما نرسد

سکوت شکست

حكم اسلام درباره مخالفان ولايت فقيه چيست؟

درس 1 تا 7 تاریخ