ريشه ضديت با ولايت خدا و اولياءش در حسادت نسبت به ولي خدا است .حسادت نسبت به ولي خدا باعث مي شود كه افراد رياست افراد ضعيف تر از خود را بپذيرند.اينها نسبت به همه حسادت ندارند .بلكه اين حسادت تنها نسبت به ولي خدا است.وقتي مروان بن حكم نسبت به ولايت امام حسين (عليه السلام) حسادت مي كند به راحتي تحت ولايت يزيدي قرار مي گيرد كه در نظر خود مروان به هيچ وجه عددي نيست.يزيد بن معاويه مثل فرزند مروان است.او كسي است كه نه از سياست سر در مي آورد و نه از دين و نه از هيچ چيز ديگر.اما چرا بايد فرد سياست بازي مثل مروان بن حكم زير بار ولايت يزيد برود؟چون مروان نسبت به حسين بن علي (عليه السلام) حسادت دارد.نمي تواند ببيند فرزند علي بن ابي طالب (عليه السلام) ولي او باشد .چون انسان بي معنويتي است.وضع مردم كوفه هم دقيقا همين طور بود.چون مردم بي معنويتي بودند نمي توانستند ولايت علي (عليه السلام) را بپذيرند.اما همان مردم به راحتي تمام ولايت حجاج بن يوسف ثقفي را پذيرفتند.حال سوال اين جاست.كساني كه ولايت اولياء خدا را نمي پذيرند آدم هاي بدي هستند يا عناصر خطرناكي اند؟ آيا مي شود گفت كه اينها آدم هاي بدي هستند و موجوداتي خطرناك نيستند ؟ خير
عناصر ضد ولايت اولياء خدا موجودات خطرناكي اند.از ميان شان جاسوس به وجود مي آيد .وطن فروش،خود فروش و همه چيز فروش هم بوجود مي آيد.تمايل به ولايت طاغوت و بي اعتنايي به ولايت اولياء خدا اين چنين مولودهايي دارد.
فلسفه شعار مرگ بر ضد ولايت فقيه همين است.چون عنصر ضد ولايت عنصر خطرناكي است.عنصر ضد ولايت اولياء خدا ،به همان سهولتي كه به ولايت خدا بي اعتنايي مي كند جذب ولايت طاغوت مي شود.و اينقدر به ولايت طاغوت متعهد مي شود كه همه را به تعجب وا مي دارد.
سازمان مجاهدين خلق يكي از اين نمونه هاست.اينها تمام مشكلشان در ابتداي انقلاب شكوهمند اسلامي با ولايت فقيه بود.نمي توانستند ولايت اولياء الله را بپذيرند .حتي روي ديوارها "رئيس جمهور [امام] خميني " مي نوشتند.مي گفتند كه اگر امام را رئيس جمهور كنيد حرفي نيست.چند وقت ديگر با انتخابات بعدي يك شخص ديگري را جايگزين او مي كنيم.به امام جايگاهي ندهيد كه نتوان او را تغيير داد.او را ولي فقيه نكنيدكه رئيس جمهور ها زير نظرش بروند.آن وقت نتيجه اينهايي كه ولايت امام خميني را نپذيرفتند چه شد؟نتيجه اش اين شد كه به سادگي تمام ولايت صدام يزيد كافر را پذيرفتند.و به دستور صدام عراقي شيعه كشتند،عراقي سني كشتند،به ايران حمله كردند و ... كساني كه ولايت امام را نپذيرفتند فرمانده شان صدام عفلقي شد.
كسي كه ولايت خدا را نپذيرد مثل آب خوردن ولايت طاغوت را مي پذيرد.و اين خصوصيت او را تبديل به يك عنصر خطرناك مي كند.بعضي ها هستند كه يك روحيه ضد ولايي دارند .انسان فكر مي كند كه اينها زير بار حرف زور نمي روند و آقا بالا سر نمي خواهند.بايد گفت اين خيلي خوب است.شما زير بار حرف زور نرويد .نه علي (عليه السلام) و نه معاويه. ولي نكته اينجاست كه اينها اينقدر مثل موم نرم اند در دستان معاويه كه انسان تعجب مي كند.
عمر بن سعد ،ولايت علي بن ابي طالب (عليه السلام) را نمي پذيرفت .مي گفت من در فتنه دخالت نمي كنم.آن وقت همين فرد در زمان ابي عبدالله الحسين (عليه السلام) ،نوكر نوكر يزيد بن معاويه شد.يزيد شخصيت اجتماعي نداشت و انسان پستي بود.اما عمر سعد استاد اخلاق بود.عبيدالله زياد هم نوكر يزيد بود.عمر سعد استاد اخلاق ،ولايت خدا را نپذيرفت،نوكر نوكر يزيد ميمون باز شد و آمد حسين بن علي (عليه السلام) را كشت.ببينيد اين آدم چه عنصر خطرناكي بود.
مردم همواره ميان دو ولايت مجبور به انتخاب اند.
*اللّهُ وَلِيُّ الَّذِينَ آمَنُواْ يُخْرِجُهُم مِّنَ الظُّلُمَاتِ إِلَى النُّوُرِ وَالَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ*
به اين آيه دقت كنيد .مي فرمايد خدا ولي كساني است كه ايمان آورده اند.خدا ولايتش را به اولياءش مي دهد.امام صادق (عليه السلام) مي فرمايد: ولايتنا ولايت الله التي لم يبعث نبي قط الا بها.
حال كساني كه ولايت خدا و اولياءش را نمي پذيرند مشكلشان چيست؟* الَّذِينَ كَفَرُواْ أَوْلِيَآؤُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ*
مشكلشان اين است كه طاغوت را به ولايت مي پذيرند.طاغوت يعني كسي كه خدا نگفته ،او رئيس است. اولين مشكل شان اين است كه ولايت طاغوت را مي پذيرند.بعد طاغوت چه بلايي بر سرشان مي آورد؟ يُخْرِجُونَهُم مِّنَ النُّورِ إِلَى الظُّلُمَاتِ أُوْلَئِكَ أَصْحَابُ النَّارِ هُمْ فِيهَا خَالِدُونَ
خدا در آيه ديگر مي فرمايد:* أَلَمْ تَرَ إِلَى الَّذِينَ يَزْعُمُونَ أَنَّهُمْ آمَنُواْ بِمَا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَمَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ يُرِيدُونَ أَن يَتَحَاكَمُواْ إِلَى الطَّاغُوتِ وَقَدْ أُمِرُواْ أَن يَكْفُرُواْ بِهِ وَيُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُضِلَّهُمْ ضَلاَلاً بَعِيدًا*
انگار اصلا اينها دوست دارند ولايت مطلقه غير خدا را بپذيرند.وقتي به آنها مي گوييم بياييد ولايت مطلقه رسول الله (صلي الله عليه و آله) را بپذيريد،مخالفت مي كنند.اما همين تمايل ولايت پذيري را نسبت به طاغوت دارند .نسبت به كسي كه خدا او را تعيين نكرده است. اينها ولايت مطلقه فقيه را نمي پذيرند اما حاضرند ولايت مطلقه احزاب و صهيونيسم را بپذيرند.
حال نبايد آرزوي نابودي عنصر ضد ولايت فقيه را داشت؟
----------------------------------------------------------------
این خلاصه ای از چند سخنرانی حجه السلام پناهیان است.