تبليغاتX
شب همچنان سیاه است
  شب همچنان سیاه است

 

زنگ درای اشتر یک کاروان...

 
بسم رب الحسین(ع)

بإذن الحسین (ع)

سلام

مدت مدیدی است که توفیق نوشتن در این وبلاگ از حقیر سلب شده بود

حال فراغت از امتحانات فرصتی شد تا سری به این مجمع اهل دل بزنم

می خوام بند نخست یک ترکیب بند از خودم که در حال سرایش هست در اینجا بذارم

این ترکیب بند که معلوم نیست چند بند خواهد بود تازه ۳ بندش سروده شده

امید است به حقیر توفیق سرودن کامل رو عطا کنند و در این ران ملخ ، آن سلیمانان

به چشم عنایت نگرند وگرنه قلیل است و ناچیز:

واژه سکوت کرد ، وَ  بغضی شکسته شد

" گودال قتلگاه " ... دهان نیز بسته شد

ترکیب بند ِ کرب و بلا را تمام کرد

وقتی که بند بند وی از هم گسسته شد

رفتیٌ و رفتن تو توان را از او گرفت

زینب تمام نافله هایش نشسته شد

راویٌ داغ دوست شدن کار مشکلی است

از بار داغ او کمر غم شکسته شد

نفرین به این زبان که به وصف تو یا حسین(ع)

در قافیه اسیر شد و دستْ بسته شد

می خواست اینچنین نخورد داغ تو رقم

تقدیر هم از این همه اجبار خسته شد  

عمری است پای عقل به گِل گیر کرده است

داغ تو ای حسین (ع)  مرا پیر کرده است...

(محمد علی علیزاده)

تا بعد...


+ یکشنبه بیست و نهم دی 1387 ساعت6:36 بعد از ظهر | محمد علی علیزاده |
 
 

 

+ جمعه بیست و هفتم دی 1387 ساعت11:25 بعد از ظهر | |
 
 

یادش بخیر ...

 

    

پس از مدتها داشتم آرشیو عکسهایم رو نگاه می کردم

اتفاقی سری هم به عکس های پیش دانشگاهی زدم که یه دفعه این عکس خیره ام کرد ...

یادش بخیر ...

از اون نگاه هایی داره می کنه که باید ازش حساب می بردیم اما در عین حال میخواست بفهمونه که درس بخونید! اما دوستتون هم دارم!

به عمرم کمتر آدمی به این دوست داشتنی و کاریزماتیک دیدم. یادم نمی ره سال سوم خدا خدا می کردم هیج وقت معلمم نباشه چون خیلی ازش می ترسیدم اما الان بعد از این همه مدت اگر بهانه ای برای سر زدن به فرهنگ داشته باشم قطعا یکی اش دیدنه امینیانه...

بگذریم!

هنوز بعد از این ۳-۴ سال دوستش دارم ...

خیلی!

الان هم بیشتر از همیشه می فهمم با اینکه فقط یه معلم بود چقدر می فهمید! بیشتر از خیلی این دکتر مهندسایی! که فقط اسم در کردن ...

یه پیشنهاد: از این به بعد هر چند وقت یه بار یکی از بچه ها برای تجدید خاطره اون ۴ سال کذا هم که شده یه عکس رو رو وبلاگ بذاره!

البته به نظر خود من بهتره یه وبلاگ خصوصی برای این کار باز کنیم چون اینجا خیلی پر رفت وآمده! شاید بعضی چیزا رو نشه گفت!


+ پنجشنبه بیست و ششم دی 1387 ساعت1:50 قبل از ظهر | امیر حسین ثابتی |
 
 

غزه زنده است...

 

و جهاد تنها راه پیروزی...

 

تصویر اسارت سرباز اسرائیلی توسط نیروهای حماس


+ چهارشنبه بیست و پنجم دی 1387 ساعت0:14 قبل از ظهر | مهدی انصاری |
 
 

دستگاه دیپلماسی با جدیت "تغییر ساختار سازمان ملل" را پیگیری کند

 

متن کامل بیاینه انجمن علمی علوم سیاسی و بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران در حمایت از پیگیری طرح "تغییر ساختار سازمان ملل" توسط دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران به نقل از پایگاه اطلاع رسانی بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی:

همین بیانیه در فارس

دور جدید از نسل کشی مردم مظلوم و بی دفاع غزه توسط نظامیان صهیونیست، موجب برپایی هزاران تجمع اعتراض آمیز علیه سران دولت های غربی و عربی، رژیم صهیونیستی و هم چنین دفاتر سازمان ملل در سراسر جهان گشته اما این تحولات بار دیگر به خوبی نشان داد ساختار فعلی سازمان ملل و به تبع آن شورای امنیت این سازمان، نه تنها پاسخگوی خواسته ملت های جهان مبنی بر توقف جنایات نظامیان صهیونیستی در نوار غزه نیست بلکه اساسا "تردید در ادامه به کار نهاد مذکور" مساله ای است که این روزها بیش از همیشه اذهان جهانیان را به خود مشغول ساخته است.

اگرچه امروز بیش از 5 سال از طرح جدی موضوع اصلاح ساختار سازمان ملل در این نهاد می گذرد (هم زمان با حمله نظامی ایالات متحده به عراق)، اما متاسفانه علیرغم نظرات مثبت اکثریت قاطع دولت ها جهت تسریع در روند اصلاحات اساسی و ساختاری در این نهاد بین المللی بخصوص ساختار شورای امنیت، نه تنها شاهد وقوع اتفاق خاصی نبوده ایم بلکه طبق معمول برخی از کشورهای خاص، بدون توجه به خواسته اکثریت دولت ها و ملت های جهان مبنی بر اصلاح ریشه ای این نهاد بین المللی، بر ادامه کار آن با حفظ اختیارات خویش تاکید کرده و عملا خواست جهانیان در این رابطه را نادیده انگاشته اند.

سوگمندانه باید گفت ساختار فعلي شوراي امنيت سازمان ملل بگونه‌اي طراحي شده است كه در مواردي كه منافع كشورهاي عضو دايم اين شورا با يكديگر در تعارض قرار گيرد، اين شورا عملاً نمي‌تواند تصميم خاصي اتخاذ نمايد و يا حتي زمانيكه يكي از اعضاي دايم شوراي امنيت در واقعه‌اي كه در حال روي دادن است، نقش يا منفعتي داشته باشد، با سوءاستفاده از حق خود، تصميم‌گيري در شوراي امنيت را ناممكن مي‌سازد.

?

امروزه اكثر اعضاي سازمان ملل معتقدند كه بايد اصلاحات در شوراي امنيت، دربرگيرنده اعضاي دايم و حق وتو نيز باشد و اكتفاي صرف به اعضاي غيردايم براي آنها ديگر قابل تحمل نيست و  با توجه به شرايط كنوني جامعه بين‌المللي، ديگر نمي‌توان مدعي شد كه فقط  5 كشور عضو دایم شورای امنیت در عرصه بين‌المللي اثرگذار هستند، بلكه كشورهاي ديگري كه طی سالهای اخیر بیش از پیش نقش تاثیرگذار خویش را در معادلات بین المللی نشان داده اند و همزمان نیز توانسته اند پیشرفت های علمی، سیاسی و نظامی درخور توجهی را از خود نشان دهند باید در تصمیم گیری های حساس بین المللی حضور داشته باشند.

از سوی دیگر در مورد آنچه که امروز از آن به عنوان "حق وتو" یاد می شود باید گفت از مواد منشور ملل متحد چنین بر مي‌آيد که این حق ویژه، براي حفظ و اعاده صلح و امنيت بين‌المللي طراحي شده است چراکه مسئوليت خطير حفظ صلح و امنيت بين‌المللي بر عهده  5 عضو دایم شورای امنیت گذاشته شده است تا بوسيله آن بتوانند براحتي با تصميم‌گيري‌هاي خود معضل را در اولين فرصت و با كمترين اتلاف وقت حل نمايند اما در عمل مشاهده مي‌شود كه حق وتو تبديل به سپري شده كه اين 5 كشور، براحتي و در هر زمان كه منافعشان ايجاب كرد، قواعد حقوق بين‌الملل را نقض نمايند و پشت آن سپر پناه گيرند تا از مواخذه جامعه بين‌المللي در امان باشند و حتي در موارد متعددي خود باعث برهم خوردن صلح و امنيت بين‌المللي شده و باز از اتخاذ هرگونه تصميمي عليه عملكردشان جلوگيري نمایند لذا باید گفت در اكثر بحران‌هايي كه در جهان وجود داشته و دارد، مي‌توان بصورت مستقيم يا غير مستقيم اثرات حضور اين كشورها را مشاهده نمود؛ از جمله موضوع اسراییل كه شاهكار اين قبيل اقدامات است و باعث كشته شدن مردم غير نظامي بيشماري شده و اين در حالي است كه اين رژيم بواسطه داشتن پشتوانه وتوي ايالات متحده، براحتي و با وقاحت تمام دست به جنايات بيشماري مي‌زند و بابت هيچكدام از آنها حتی مواخذه نیز نمي‌شود.

انجمن علمی علوم سیاسی و بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، به عنوان 2 تشکل دانشجویی با سابقه ترین دانشکده حقوق و علوم سیاسی کشور، از تمامی مسئولین دستگاه دیپلماسی می خواهند تا ضمن غنیمت شمردن فرصت های بدست آمده جهت آغاز اقدامات لازم برای اصلاحات اساسی و ساختاری در سازمان ملل، طبق دستور رهبر معظم انقلاب در بند 8-39 ابلاغ سیاست های کلی برنامه پنجم توسعه کشور، «تلاش برای اصلاح ساختار سازمان ملل» را با جدیت تمام آغاز کرده و در این راستا با ارائه برنامه های مورد نظر به افکار عمومی به خصوص جامعه دانشگاهی، هر گونه شائبه مبنی بر عدم درک درست از اجرای این مهم و یا سهل انگاری در عملیاتی نمودن این اقدام را از ساحت عملکرد خود بزداید.

در پایان ضمن تقدیر از اظهارات شجاعانه رییس جمهور در روز یکشنبه 21 دی ماه که با صراحت از عدم کارآمدی سازمان ملل و شورای امنیت این سازمان سخن به میان آورد و در پی آن نیز خواستار« تغيير ساختار شوراي امنيت از اساس و تغيير محل فعلي سازمان ملل» شد، تاکید می شود دانشجویان دانشکده حقوق و علوم سیاسی اصلی ترین دانشگاه کشور به عنوان نمونه ای از جامعه گسترده دانشگاهی جمهوری اسلامی ایران، ضمن همراهی کامل با این تصمیم مهم و انقلابی، از هر گونه اقدام و تلاشی که در این زمینه بتواند انجام بدهند دریغ نخواهد کرد تا ان شاالله در آینده ای نه چندان دور شاهد تحقق «حقوق بشر اسلامی» در سراسر گیتی بدست مدعیان حقیقی حقوق بشر باشیم.

24 دی ماه 1387

انجمن علمی علوم سیاسی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران

بسیج دانشجویی دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران


+ سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 ساعت2:7 بعد از ظهر | امیر حسین ثابتی |
 
 

شهدا را به خاک نه به یاد سپردیم

 

 

شهدا را به خاک نه به یاد سپردیم

دفن شهدا در دانشگاه تهران

در عجبم از حکمت حضرت اله . محرم . هشت محرم . دانشگاه تهران و شهید . 5 شهید . گمنام . نه نه بی نام . همین برائت استهلال کوتاه برای آغاز کلامم کافی است .در مقدمه هم عرض کنم این مطلب که فعلا میگذارم مطلب اصلی نیست و ان شالله مطلب اصلی دفن شهدا رو که با عنوان برای ثبت در تاریخ هست و مربوط به کلیت مسائل و حواشی است در فرصت دیگری که حال مساعدی داشتم قرار میدم . این مطلب هم موقتا عرض میکنم . هر چند ضعیف و خالی از حرف است . ان شالله طلبتون

به نام صاحب همه قلم ها .

1)سه ماه قبل از ...

نشسته بودیم در میان حلقه رندان مرکز و در حال برنامه ریزی برای به آینده که دیدیم غریبه ای وارد جمع شد و صدا زد آقای نجفی . من رو از جمع خارج کرد تا چند دقیقه ای صحبت کنیم . گفت ان شاالله پنج روز دیگه میخوایم چند شهید رو توی دانشگاه تربیت مدرس خاک کنیم . میخواهیم مراسم وداع شهدا رو توی دانشگاه شما بگیریم . شما زحمت بکشید فقط مسجد رو هماهنگ بفرمایید و اون روز هم انتظامات جلسه رو به عهده بگیرید .

2)سه ماه قبل از ... + پنج روز بعد

شهدا تشریف آوردند مسجد و تا صبح برنامه ای بر پا بود که عرض کرده بودم قبلا . وسطای برنامه رفیقمون من رو کشید بیرون رو گفت میدونی برا چی شهدا را میخواهیم اینجا باهوشون وداع کنیم (قابل توجه بچه های امیرکبیر) چون قراره سه ماه دیگه اینجا شهدا رو دفن کنیم . من فکم چسبیده بود به زمین که بسیج خودت رو آماده کن که مراسم قمه زنی داریم .

3)سه ماه انتظار

شرح این سه ماه خارج از حوصله من در این شبهای شام غریبانه ، الجمله در تمام صحبت هایی که رسمی و غیر رسمی بنده حقیر داشتم مخالف بودم و از این بابت از محضر شهدا شرمگینم و ان شالله که فردای محشر شفاعت بسیجی ها را فراموش نکنند . عرضم هم این بود که دفن شهدا در دانشگاه هم سبب بی احترامی است هم فایده ای ندارد که دیدیم هر دو دلیل من کشک بود و هم تکریم الحمدالله خوبی داشتند و هم فضای بی ریخت روشنفکری این دانشگاه افسرده رو با روح قدسی خودشون تغییر دادند . به هر حال یه سری کارایی هم کردیم که انجام دادن و ندادنش فرقی نداشت الا اینکه توشه قیامتمون شد و همین یعنی با انجام ندادنش فرق داره . بالاخره کدوم شد ؟ تاثیر پست مدرنیسمه ولش کن .نکته اخلاقیش اینکه چیزی که نمی فهمی رو چرا راجع به اون نظر میدی .

4)روز واقعه ...

ساعت هشت و نیم بود که رسیدم دانشگاه . به به . تازه بعد از سه سال میشد توی این دانشگاه نفس کشید .مسئولیت من توی این دفن شهدا یافتن نخود سیاه بود . به قول آن نویسنده مرحوم از ماست که بر ماست سه ماه مخالفت کردی میخوای تازه چیزی هم دستت رو بگیره . دیدم عجب قیاس ضایعی که به قول اون شاعر مرحوم من بد کنم تو بد مکافات دهی / پس فرق میان من و تو چیست بگو . عرض میکردم ، خلاصه به لطایف الحیل وارد محوطه پشت داربست شدم که در واقع آریستوکراسی دفن شهدا بود . اااااه حرف سیاسی زدی باز . میخواستی سید حسین داربستا رو باز کنه ملت بریزن و نشه شهدا رو دفن کرد . اصلا من رو چه به سیاست . از بچگی هر جا دو راهی میشد مستقیم می رفتم . به ما چه تو کارای این سیاسیا دخالت میکنیم . والا . خلاصه داخل که شدیم گفتن بیا یه مدت مسئول این عکاسا وایسا هر کی خواست عکس بگیره بفرستش داخل . من هم رفتم یه مدت دم پل صراط همه را تو راه دادم . دیدن داره ضایع میشه کار گفتن برو برا خودت بچرخ . ساعت نزدیک ده و ربع بود که چند تا از تابوت ها رو آوردن برای نماز میت . جای شما خالی صاحب آن مرکز و صاحب آن پاریکال که ذکرشان به خیر باد در میان جمعیت هجوم آورنده در حال ترکیدن بودند تا شاید نظمی به آن جلسه داده شود که الحمدلله حاصل شد و صدای قامت بستن نمازگزاران بلند . الله اکبر الله اکبر . روز علی اکبر بین ما جوونا . الله اکبر . بر تن تو چه کسی به نماز ایستاد . الله اکبر . الله اکبر . تا نماز تمام شد تابوت را به داخل انتقال دادند .حالا دیگر نوبت مهمان نوازی آریستوکرات هاست . بعد از یک مراسم دانشجویی یک ساعته نوبت دفن شهدا رسید . دیدم پنج تا از شایسته سالاران داخل قبور شهدا شدند برای تلقین عجب صحنه ای . یکی از تابوت ها نمی دونم شکست چی شد یک دفعه دیدم یه جنازه که چه عرض کنم کفنی به اندازه چند استخوان .... لا الله الا الله ..... الله اکبر ... جوون رعناست قد و قامت داره این کفن و این قامت الله اکبر ......لا یوم کیومک یا اباعبدالله........ دیدم یه جنازه انگار از داخل تابوت در آمد و اولین جنازه اومدم روی دستای احمد بلیغ . از دور دیدم کمرش شکست . احمد جنازه رو دست بچه هایی که رفته بودند داخل قبر نداد بلکه  زانوهاش به زمین خورد . بی اختیار جنازه به قبر رسید این همه عجله برای رفتن . بابا صبر کن ای ساربان . دارالقرار شما شهدا که خیمه و خرگاه حضرت زهراست .شیخ اومد  بالای سر جنازه اسمع افهم یقین دارم که شهدا صدا زدند ما می فهمیم شماها اسمع افهم . اما سوال من اینه که شیخ با چه اسمی این شهدا رو صدا زد . باید برای تلقین خوندند صدا بزنی فلانی پسر فلانی . چی گفت علی اکبرهای حسین ، پسرهای روح الله ، مهمونای دانشجوها ، چه میدونم یه دفعه بم ثابت شده بود تو چیزی که نمی فهمی دخالت نکن . والا .شیخ بیهوده نفس خرج میکرد اونی که در آغوش سیدالشهدا جوون داده که نیاز به فهموندن ولی نداره ، والا رسمه دیگه چه باید کرد ، بچه ها هم شهدا رو تکون می دادن ، ایشالا موقع تلقین خودشون شهدا تکونشون بدن .شایدم اون موقع دیر باشه . عارضم که تلقین که تموم شد سنگ لحد رو گذاشتن .....و ای بغض لحظه ای امان بده نوبت تو هم میشه . .. خاک و سیمان و چارانگشت از خاک که باید بالاتر بیاید که موقع نشست خاک سنگ قبر فرو نرود و چه تمثیل جالبی است این چارانگشت ، فاصله میان گوش و چشم ، دهان و نفس ، قلب تا دل ، که هر کدام حرفی دارد که تاب زبان درازی ندارم . سنگ قبرها هم گذاشتن الحمدالله تموم شد . سروشی ندا داد که تازه شروع شد .

حرف آخرم باشه آی رفقای بسیج دانشجویی دانشگاه تهران خوشا به سعادتتون که توی دوره ی ماها دو بار میزبان شهدا بودیم ، نمی دونم نفس قدسی کیست که اینگونه مورد عنایت شهدا واقع شدیم . ان شالله که اگر اینجا میزبان خوبی بودیم ، شهدا توی اردوی جنوب جبران میکنند ... قابل توجه تیم پشتیبانی ، فرهنگی و ... اردو . ان شاالله که به قول بچه ها این توفیق رو داشته باشیم که سال آینده در جلسات شورای مرکزی بسیج جای یه عده شمع بذاریم و بگیم اینا شهدای مرکز و یا دانشکده ها هستند . تا پازل شهدامون هم تکمیل بشند . ان شالله در رکاب آقا امام زمان دوباره در کنا هم جمع بشیم بگیم آقا ما یه بار تمرین نوکری کردیم ، هر چند عیار من ناخالصی دارد اما ..

آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند / آیا شود که گوشه ی چشمی به ماکنند ......

 


+ جمعه بیستم دی 1387 ساعت0:29 قبل از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

واسه حاح قربونیا ...

 
امسال شب پنجم محرم یه حال و صفای دیگه ای داشت ...

شور شروع می شه

حاج قربون میره بالای منبر ...

عمو حسین ... عمو حسین ...

عمو حسین ... عمو حسین ...

تا یه ذکر به جونت نشسته ول نکن ...

حسین وااااااااااااااااااااااای ...

عمو حسین ... عمو حسین ...

ملت دیگه مست شدند ...

حاجی: دستت بالا نمیاد سینه بزنی جا نیست عیب نداره ... داد که می تونی بزنی ...

جمعیت دیگه داره منفجر می شه ...

آخ مسلمانان حسین مادر ندارد ...................................

حسین حسین حسین حسین

کسی امشب سالم از این مجلس بره بیرون به خودش ظلم کرده ...

بیهوش ها رو همینطور دارن می برن بیرون ...

حاج قربون:همه چراغ ها رو ۲ دقیقه خاموش کنید ...

دیگه چشم چشم رو نمی بینه ...

همه جا سیاه

حاجی تلقین رو شروع می کنه:

افهم اسمع یا عبدالله ...

اینجاست که فقط از خدا میخوای جونت رو همون لحظه بگیره ...

آخرش هم دعای فرج:

الهی عظم البلا وبرح الخفا ...

بگذار آدمیان طعنه زنند دم گویند

هرکه خود را سگ کوی تو نخواند آدم نیست ...

دانلود


+ سه شنبه هفدهم دی 1387 ساعت1:36 قبل از ظهر | امیر حسین ثابتی |
 
 

 
    

+ سه شنبه دهم دی 1387 ساعت11:48 بعد از ظهر | |
 
 

 

 

... وَ زُلزلوا حتی یقولَ الرّسولُ و الذین امنوا معه متی نصر الله

             اَلا اِنّ نصر الله قریب ... (۲۱۴ بقرة)

... و آنچنان ناراحت شدندکه پیامبر و افرادی که با او ایمان آورده بودند ، گفتند: " پس یاری خدا کی خواهد آمد ؟! " ( در این هنگام ، تقاضای یاری از او کردند ، و به آنها گفته شد) :

" آگاه باشید ، یاری خدا نزدیک است ... "

 


+ یکشنبه هشتم دی 1387 ساعت0:3 قبل از ظهر | مهدی صفار هرندی |
 
 

غیر از جهاد راهی مانده است؟

 
نمی دانم دیگر چه برای غزه بسراییم . اما ای مسلمین جهان آیا غیر از جهاد راهی باقی مانده است؟


+ شنبه هفتم دی 1387 ساعت11:7 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

حسینیه’ غم

 

حتی خدا میان حسینیه ی غمش             سوگند خورده است به ماه محرمش

شبهای قدر محترم وبافضیلت اند               اما نمی رسند به شبهای ماتمش

امروز نه...،غروب همان سال شصت و یک    ما را گره زدند به نخ های پرچمش

این دستمال گریه پر از نور می شود            وقتی به دست روضه ی خورشید می دمش

چشمی که از برای تو گریان نمی شود       باید حواله داد به دست جهنمش

جانم فدای محتشم خانواده ات                 با آن "چه نوحه و چه عزا و چه ماتمش..."

علی اکبر لطیفیان


+ شنبه هفتم دی 1387 ساعت11:2 بعد از ظهر | |
 
 

سماع ملکوتیان حسین (ع)

 

به سماع نشسته اند ملکوتیان . جرعه ای چکید و گفت ایها القلب الحزین . بشکن که انی فی قلوب منکسره .

ع به اسم علی اعلی و ب بسم الله .

ش به شهید کربلا و جامی که تا به آخر به سر کشید و عاشقانه رو به درگاه حضرت اله فرمود آیا صراحی دیگری هست .

و ق و ق و قاف . به اسم مقدس قلم و آنچه در میان آن پنهان است .

ملکوتیان در سماع به ناله برخواستند . عشق یاری بر دل دارم / می دهد هر دم آزارم /

ندا آمد اهبطوا الی الارض که در یک ملک دو خدا نمیگنجد .

زجه عرضه کردند که و اتوب الیک یا ستار العیوب و یا اله العاصین

و علم آدم اسما کلها و اشک را و حسین را و کربلا را و ما که گریستیم .

تا محرم چندی مانده است .


+ جمعه ششم دی 1387 ساعت4:35 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

خواب زمستاني

 

اين چند وقته سرم خيلي شلوغه.درس مي خونم.كتاب خيلي زياد مي خونم.فيلم مي بينم.سخنراني و مصاحبه زياد گوش مي كنم و كلي كار ديگه.امشب تيغ زن داود نژاد را ديدم.عالي بود.البته برعكسش.نه داستان داشت.نه سير منطقي ،نه حتي سير.دل شكسته كه در حال اكران هست را هم ديدم.البته توي سينما.از اون فيلم هاي صد در صد فرهنگي و ته معنا گرايي بود.اصلا از شدت معناگرايي ،خودش شده بود معنا،اما معناي خاصي نداشت.هدف دور هم بودن بود.

امتحانام نزديكه.كتاب هايي كه بايد بخونم هم بيشتر شده.اوضاع سياسي هم كه مه آلود شده و حوصله ديد زدن ندارم.فكر مي كنم يك خواب طولاني وبلاگي نياز باشه.چون سرم خيلي درد مي كنه.يك خواب زمستانيبهاري .همين.فعلن.


+ جمعه ششم دی 1387 ساعت0:50 قبل از ظهر | |
 
 

تلاششان جهت خواری تو بی اثر است/ بر این تلاش عبث کردگار می خندد ...

 

این شعر رو گذاشتم تا خستگی همه دوستان عزیز دربره.اول سلامتی رییس جمهور عزیز یه صلوات بفرستید بعد هم با صدای بلند بخوانید و لذت ببرید:

اگرچه بنده خدا اندکی بر و رو داشت

اگرچه ریش قشنگ و کمان ابرو داشت

کجا عروس عقیم و پرنسس نازا

مقام و منزلت زشت های زائو داشت

به فرض روی چوگل، چشم آهو داشت

به فرض تا به کمر، موج موج گیسو داشت

نه اینکه از گل و شبنم سرشته هستی تو

بدون عیب چو نان برشته هستی تو

نه اینکه در تو خطا رفت و اشتباهی نیست

نه اینکه پاک چو نسل فرشته هستی تو

درون شهر کچل ها، سرت کمی مو داشت

میان کوردلان چشمت اندکی سو داشت

تو آمدی به همان صورت بزک نشده

به ریش و طره و جوگندم الک نشده

همان لباس قدیمی، همان کت ساده

جز از جناح خدا طالب کمک نشده

یل نحیف اگر زور دست و بازو داشت

ز لطف یاعلی و فضل ذکر یا هو داشت

دلیل اینکه دلیر و شجاع و نستوهی/ همین بود که یقین شیعه زاده ای دکتر

تو آمدی و گروهی تو را لگد کردند

همین که حرف زدی تند و زود رد کردند

دورغ و طعنه و تخریب شغلشان گردید

جماعتی که به ملت مدام بد کردند

ز نفت و گاز و شکر دستهایشان بو داشت

جماعتی که به زیر عبایش چاقو داشت

جماعتی که به کار تو سنگ می انداخت

به مال ملت مظلوم چنگ می انداخت

سلاح ثروت و تزویر و زور در دستش

به قلب حق و عدالت فشنگ می انداخت

برای مردم بیچاره حکم زالو داشت

به غیر مکر و دغل، فن سحر و جارو داشت

زمین به این همه نیرنگ و عار می خندد

زمان به خفت این روزگار می خندد

تلاششان جهت خواری تو بی اثر است

بر این تلاش عبث، کردگار می خندد

هرآنکه قلب سلیم و دل خداجو داشت

زلطف لا یتناهی توان و نیرو داشت

گزافه نیست، تو کوه اراده ای دکتر!

هنوز هم به خدا خوب و ساده ای دکتر!

دلیل اینکه دلیر و شجاع و نستوهی

همین بود که یقین «شیعه زاده ای» دکتر!

خوشا به ملت ایران که بخت نیکو داشت

به آرزوی مریضی که چشم دارو داشت

«زکریا نظام بحرینی»


+ یکشنبه یکم دی 1387 ساعت11:6 بعد از ظهر | امیر حسین ثابتی |
 
 

موضوعات

سیاست و دیانت

ادب و شعر

فوتوغراف

درس تاریخ فرهنگ

 

 

مطالب اخیر

اینجا دادگستری محل گرفتن حق و اجرای عدالت است

تلخ است

برای سجاد عزیز...

تقليد يا توليد؟

شورش یا جنبش

تناقضات کودتای سبز با خط امام - 3 + دانلود پوستر

هر چه از دوست رسد نیکوست

در نقش رسانه

تناقضات کودتای سبز با خط امام - 2 + دانلود پوستر

برای آقای کلاسهای دینی

درس یک و دو تاریخ (سی مهر)

تناقضات کودتای سبز با خط امام - 1 + دانلود پوستر

کجا میتوان گریخت ؟

آيا نبايد آرزوي نابودي عنصر ضد ولايت فقيه را داشت؟