نسبت تکنولوژی غربی و فرهنگ غربی .
آیا تکنولوژی هایی که در غرب ساخته شده اند و به عبارتی غرب به سبب تقدم کاشف و مخترع آنان به حساب می آید همراه خویش فرهنگ غربی را نیز صادر میکنند ؟
برای پاسخ گفتن به این سوال که در چندی است در پی پاسخ به آن از دید خودم هستم ابتدا باید به تعریف واژه ها پرداخت تا به یک مشترک لفظی با یکدیگر برسیم . تکنولوژی و تکنیک را اگر بخواهیم به صورت مصداقی بررسی کنیم به صنعت و ابزاری گفته میشود که به صورت نسبی پس از انقلاب صنعتی تولید و تکثیر شده است . مردا از نسبی بودن را باید اینگونه تعریف نمود که ماشین های فولکس واگن تولیدی 1930 نه تنها جز تکنولوژی های روزگار ما به حساب نمی آید بلکه گاه موزه ها آنان را به عنوان اشیا عتیقه در گالری های خود به نمایش میگذارند . پس مراد از نسبی بودن زمانی تکنولوژی سیطره استفاده از آن در عصر و شاید ساعتی باشد که از آن استفاده میکنیم . به طور مصداقی سینما ، لب تاب ، هواپیما ، کارخانه ها ، ماهواره ها ، تلویزیون ها و حتی ام پی تری ها ، موبایل ، اتوبانهای 6 بانده با آسفالتی از سلولهای بنیادی ، دستگاه های پیشرفته پزشکی ، فضا پیماها همه و همه جزیی از تکنولوژی است که ابزاری برای زندگی امروز بشر می باشند .
در بررسی کلمه غرب من از نظر استاد داوری و فردید استفاده میکنم . غرب به معنای غرب جغرافیایی و فرانسه و آمریکا و انگلیس نیست بلکه غرب را به تعبیر فردید همان نفسانیت ، سوبژکتیویست و سیطره اومانیسم می نامم . و در نتیجه فرهنگ غربی همان فرهنگی است که به دنبال گسترش همین اصالت انسان در مقابل خدامحوری است یا اومانیست در برابر به تعبیری از اتو کراسی .
اگر بخواهیم با توجه به این دو تعریف مصداقی صحبت کنیم باید تاثیر یک ابزار تکنیکی و تکنولوژیک را بر غربی کردن فرهنگ خودمان بسنجیم و با گسترش این مصادیق به مصداق های گسترده تر در پی پاسخ گفتن به این سوال باشیم که آیا ، صرفا اگر تکنولوژی از غرب آمده همراه خودش فرهنگ غربی را می آورد .
در پاسخ به این سوال باید از دو منظر وارد بحث شویم: علت اختراع و علت توزیع .
بسیاری معتقدند که اگر علت فاعلی و غایی اختراع یک تکنولوژی وابسته به فرهنگ غربی باشد آن شی فرهنگ غربی را با خویش وارد میکند . برای جدل و استدلال به سراغ تکنولوژی مانند سینما می رویم ، سینما تکنولوژی است که مخاطب غربی پول می دهد تا لذت ببرد . به تعبیر فیلموسوفی های غربی مخاطب سینما فرد چشم چرانی است که هدفش لذت در مقابل پولی است که میدهد . اما وقتی پس از انقلاب شما به مقوله سینما نگاه میکنید قشر مذهبی تر که در مقابل غرب زدگی گارد محکمی گرفته اند در سینما و یا در علل حضورش در ایران به دنبال پیام و تعالی می گردند . بگذریم از فیلم های زرد و مخاطبان زرد که اهداف غرب زده (اومانیستی و کاپیتالیستی ) دارند . اصلا همین که در کشورمان به برخی مجلات و فیلم ها لقب زرد می دهیم و در مقابل آن موضع میگیریم به این سبب است که داریم علیه علت غایی اختراع آن اعتراض میکنیم و از این تکنیک غربی هدفی مطابق تعالی خویش را خواستاریم . چرا که علت اصلی صنعت سینما در غرب کسب درآمد به هر قیمتی است و اصلا در فرهنگ انقلابی ما این پدیده قابل قبول نیست و کارگردانانی که با فرهنگ اومانیستی میانه ای ندارند عموما با سینمای زرد و کاپیتالیستی مشکل دارند .
در بررسی علت توزیع یک تکنولوژی با سه محور برخورد میکنیم :
اول ) عده ای معتقدند حضور تکنولوژی غربی مساوی است با صادر شدن غرب و فرهنگ غربی . و با اشاره به داستان های معروفی چون سیب زمینی و هدیه به دربار ایران غرض حضور تکنولوژی ها را وابستگی به غرب می دانند . به نظرم این نظر در دوران فعلی حداقل هدلف اولیه دنیای غرب نیست و میتوان جز اهداف ثانویه و یا ثالثیه آنان به حساب آورد . چرا که دنیای اقتصاد خصوصی و آزاد امروز غرب امروز به حدی رو به گسترش است که از دست ایدئولوگ ها خارج شده و نشان به آن نشان که پس از توهین دانمارک به پیامبر سرمایه داران مسلمان و برخی ایرانیان و ترک و هندی و ... با تحریم چند روزه دانمارک به ناگاه بازار غرب را دچار تشنج کردند .
دوم ) عده ای هر تکنولوژی را یک پیام و فرهنگ می دانند که مانند یک پک کامل به ما عرضه میشود و ما قدرت انتخاب نداریم . با نگاه به استفاده بومی از تکنولوژی غربی من میان فرهنگ به معنی ایدئولوژی و مکتب و فرهنگ استفاده به معنی تاثیر محیطی یک شی فرق قائل میشوم . می پذیرم که ورود شی سبب میشود که فرهننگ استفاده نیز وارد شود ( که حتی این فرهنگ استفاده بومی سازی شده و انعطاف پذیری بر اساس انطباق با فرهنگ ها را دارد) اما فرهنگ اومانیستی همراه با ورود تکنولوژی سیطره پیدا نمیکند . به قول استاد علامه جوادی آملی یک شی یا علم در ساحت فاعل علی اطلاق و یا صانع مشکلی ندارد چرا که سبب همه اشیا در نهایت طول اراده خداست . خود علوم هم اگر صحیح و درست باشد بر اساس قواعد طبیعتی است که خدا آنرا قرار داده است پس تا اینجا الحادی در کار نیست . الحاد دقیقا از آنجا آغاز میشود که قرار است تو به عنوان یک فاعل شناسا با آن شی نسبتی برقرار کنی . اگر برداشت الحادی کردی استفاده اومانیتسی و الحادی میکنی . پس یک مصنوع به خودی خود سیطره اومانیستی ندارد بلکه به نسبتی که شخص با آن شی برقرار میکند مربوط میگردد . هر چند اشیا فرهنگ استفاده دارند اما فرهنگ استفاده سبب تحمیل فرهنگ غربی نیست . فی المثل فرهنگ استفاده از ماشین و خیابان درست است که به لحاظ تقدم در غرب کشف شده اما اینکه شما گاز یا ترمز را چگونه استفاده کنی به معنی غربزده شدن شما نیست (با آن تعریفی که از غرب ارائه شد)
سوم ) آیا ماده های بی جان که عقل و شعوری از خویش ندارند میتوانند روزی بر انسان که صاحب شعور و شرافت نسبت به موجودات است توفق یابند و خویش را بر انسان غالب کنند . آیا هر آنچه که از عالم شرق و از مرزهای توحید در زمان جنگ های صلیبی و یا دوران معاصر به دنیای غرب برده شده همراه خویش فرهنگ توحیدی را غالب کرده است . اگر تکنولوژی غربی با فرهنگ همراه است و فرهنگ او در جامعه منتشر میشود پس چرا تکنولوژی هایی که از شرق به غرب رفته همراه خویش توحید را منتشر نکرده است .
برای بهتر شدن این نوشته بی رحمانه نقدش کنید تا چکشی بر قالب بی شکل این آهن شود .