تبليغاتX
شب همچنان سیاه است
  شب همچنان سیاه است

 

نسبت تکنولوژی غربی و فرهنگ غربی

 

نسبت تکنولوژی غربی و فرهنگ غربی .

آیا تکنولوژی هایی که در غرب ساخته شده اند و به عبارتی غرب به سبب تقدم کاشف و مخترع آنان به حساب می آید همراه خویش فرهنگ غربی را نیز صادر میکنند ؟

برای پاسخ گفتن به این سوال که در چندی است در پی پاسخ به آن از دید خودم هستم ابتدا باید به تعریف واژه ها پرداخت تا به یک مشترک لفظی با یکدیگر برسیم . تکنولوژی و تکنیک را اگر بخواهیم به صورت مصداقی بررسی کنیم به صنعت و ابزاری گفته میشود که به صورت نسبی پس از انقلاب صنعتی تولید و تکثیر شده است . مردا از نسبی بودن را باید اینگونه تعریف نمود که ماشین های فولکس واگن تولیدی 1930 نه تنها جز تکنولوژی های روزگار ما به حساب نمی آید بلکه گاه موزه ها آنان را به عنوان اشیا عتیقه در گالری های خود به نمایش میگذارند . پس مراد از نسبی بودن زمانی تکنولوژی سیطره استفاده از آن در عصر و شاید ساعتی باشد که از آن استفاده میکنیم . به طور مصداقی سینما ، لب تاب ، هواپیما ، کارخانه ها ، ماهواره ها ، تلویزیون ها و حتی ام پی تری ها ، موبایل ، اتوبانهای 6 بانده با آسفالتی از سلولهای بنیادی ، دستگاه های پیشرفته پزشکی ، فضا پیماها همه و همه جزیی از تکنولوژی است که ابزاری برای زندگی امروز بشر می باشند .

در بررسی کلمه غرب من از نظر استاد داوری و فردید استفاده میکنم . غرب به معنای غرب جغرافیایی و فرانسه و آمریکا و انگلیس نیست بلکه غرب را به تعبیر فردید همان نفسانیت ، سوبژکتیویست و سیطره اومانیسم می نامم . و در نتیجه فرهنگ غربی همان فرهنگی است که به دنبال گسترش همین اصالت انسان در مقابل خدامحوری است یا اومانیست در برابر به تعبیری از اتو کراسی .

اگر بخواهیم با توجه به این دو تعریف مصداقی صحبت کنیم باید تاثیر یک ابزار تکنیکی و تکنولوژیک را بر غربی کردن فرهنگ خودمان بسنجیم و با گسترش این مصادیق به مصداق های گسترده تر در پی پاسخ گفتن به این سوال باشیم که آیا ،  صرفا اگر تکنولوژی از غرب آمده همراه خودش فرهنگ غربی را می آورد .

در پاسخ به این سوال باید از دو منظر وارد بحث شویم:  علت اختراع و علت توزیع .

بسیاری معتقدند که اگر علت فاعلی و غایی اختراع یک تکنولوژی وابسته به فرهنگ غربی باشد آن شی فرهنگ غربی را با خویش وارد میکند . برای جدل و استدلال به سراغ تکنولوژی مانند سینما می رویم ، سینما تکنولوژی است که مخاطب غربی پول می دهد تا لذت ببرد . به تعبیر فیلموسوفی های غربی مخاطب سینما فرد چشم چرانی است که هدفش لذت در مقابل پولی است که میدهد . اما وقتی پس از انقلاب شما به مقوله سینما نگاه میکنید قشر مذهبی تر که در مقابل غرب زدگی گارد محکمی گرفته اند در سینما و یا در علل حضورش در ایران به دنبال پیام و تعالی می گردند . بگذریم از فیلم های زرد و مخاطبان زرد که اهداف غرب زده (اومانیستی و کاپیتالیستی ) دارند . اصلا همین که در کشورمان به برخی مجلات و فیلم ها لقب زرد می دهیم و در مقابل آن موضع میگیریم به این سبب است که داریم علیه علت غایی اختراع آن اعتراض میکنیم و از این تکنیک غربی هدفی مطابق تعالی خویش را خواستاریم . چرا که علت اصلی صنعت سینما در غرب کسب درآمد به هر قیمتی است و اصلا در فرهنگ انقلابی ما این پدیده قابل قبول نیست و کارگردانانی که با فرهنگ اومانیستی میانه ای ندارند عموما با سینمای زرد و کاپیتالیستی مشکل دارند .

در بررسی علت توزیع یک تکنولوژی با سه محور برخورد میکنیم :

اول ) عده ای معتقدند حضور تکنولوژی غربی مساوی است با صادر شدن غرب و فرهنگ غربی . و با اشاره به داستان های معروفی چون سیب زمینی و هدیه به دربار ایران غرض حضور تکنولوژی ها را وابستگی به غرب می دانند . به نظرم این نظر در دوران فعلی حداقل هدلف اولیه دنیای غرب نیست و میتوان جز اهداف ثانویه و یا ثالثیه آنان به حساب آورد . چرا که دنیای اقتصاد خصوصی و آزاد امروز غرب امروز به حدی رو به گسترش است که از دست ایدئولوگ ها خارج شده و نشان به آن نشان که پس از توهین دانمارک به پیامبر سرمایه داران مسلمان و برخی ایرانیان و ترک و هندی و ... با تحریم چند روزه دانمارک به ناگاه بازار غرب را دچار تشنج کردند .

دوم ) عده ای هر تکنولوژی را یک پیام و فرهنگ می دانند که مانند یک پک کامل به ما عرضه میشود و ما قدرت انتخاب نداریم . با نگاه به استفاده بومی از تکنولوژی غربی من میان فرهنگ به معنی ایدئولوژی و مکتب و فرهنگ استفاده به معنی تاثیر محیطی یک شی فرق قائل میشوم . می پذیرم که ورود شی سبب میشود که فرهننگ استفاده نیز وارد شود ( که حتی این فرهنگ استفاده بومی سازی شده و انعطاف پذیری بر اساس انطباق با فرهنگ ها را دارد) اما فرهنگ اومانیستی همراه با ورود تکنولوژی سیطره پیدا نمیکند . به قول استاد علامه جوادی آملی یک شی یا علم در ساحت فاعل علی اطلاق و یا صانع مشکلی ندارد چرا که سبب همه اشیا در نهایت طول اراده خداست . خود علوم هم اگر صحیح و درست باشد بر اساس قواعد طبیعتی است که خدا آنرا قرار داده است پس تا اینجا الحادی در کار نیست . الحاد دقیقا از آنجا آغاز میشود که قرار است تو به عنوان یک فاعل شناسا با آن شی نسبتی برقرار کنی . اگر برداشت الحادی کردی استفاده اومانیتسی و الحادی میکنی . پس یک مصنوع به خودی خود سیطره اومانیستی ندارد بلکه به نسبتی که شخص با آن شی برقرار میکند مربوط میگردد . هر چند اشیا فرهنگ استفاده دارند اما فرهنگ استفاده سبب تحمیل فرهنگ غربی نیست . فی المثل فرهنگ استفاده از ماشین و خیابان درست است که به لحاظ تقدم در غرب کشف شده اما اینکه شما گاز یا ترمز را چگونه استفاده کنی به معنی غربزده شدن شما نیست (با آن تعریفی که از غرب ارائه شد)

سوم ) آیا ماده های بی جان که عقل و شعوری از خویش ندارند میتوانند روزی بر انسان که صاحب شعور و شرافت نسبت به موجودات است توفق یابند و خویش را بر انسان غالب کنند . آیا هر آنچه که از عالم شرق و از مرزهای توحید در زمان جنگ های صلیبی و یا دوران معاصر به دنیای غرب برده شده همراه خویش فرهنگ توحیدی را غالب کرده است . اگر تکنولوژی غربی با فرهنگ همراه است و فرهنگ او در جامعه منتشر میشود پس چرا تکنولوژی هایی که از شرق به غرب رفته همراه خویش توحید را منتشر نکرده است .

برای بهتر شدن این نوشته بی رحمانه نقدش کنید تا چکشی بر قالب بی شکل این آهن شود .

 


+ شنبه بیست و هفتم مهر 1387 ساعت9:21 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

باور کنیم مردم می فهمند...

 
 

 

گاهی اوقات باور نداریم مردم میفهمند.

اما مردم همه چیز را می بینند, تحلیل می کنند و می فهمند...

سخن نگفتنشان نشان از نفهمی نیست.

 

 

از تصاویر استقبال مردم گيلان از رييس جمهور
24/07/87

 


+ شنبه بیست و هفتم مهر 1387 ساعت0:2 قبل از ظهر | مهدی انصاری |
 
 

خیر مستتر

 

عسی ان تکرهو شی و هو خیرلکم

اندر فواید ترافیک

چه باید کرد وقتی سوژه شناسا در عالم گم شده است . چه باید کرد وقتی نمی دانی به کجا تکیه کنی . چه باید کرد وقتی خدای من کلیشه شده است و قرآن همه جا هست و هیچ جا نیست .

پیکان سفید مدل قبل از پیدایش موز ، با 5 مسافر و قاعدتا 5 عالم مّثل و ملکوتی و ناسوتی و عین و ذهن و من و تو و او در روی خط ممتد سفید اتوبان در حال حرکت . حرکت . حرکت یا شاید هم وقوف . سکون . 5 عالم و آدم و سکوت و سکوت و سکوت و 5 انسان با 5 عقل و تفکر و تجرید که هر یک خیره به روبه رو در حال حرکت و حرکت و حرکت و شاید وقوف وسکون . سکوت و اندیشه . 5 دنیا در حال اندیشیدن ، خیال ، آرزو و توهم و جای خالی .... مثل همیشه تا در این ترافیک ها باشد و نباشد .

ترافیک و ماشین ها قدم به قدم انگار در پیاده رو غلت می خورند و جلو می روند و سلانه سلانه من و تو و او را می برند و شاید حرکت میدهند و زمانی که برای تو و من و او ایستاده تا فارغ از برون این پیکان سفید با خط نارنجی دقبقه ای درونت باشی . و فکر و فکر و فکر . مقصد نزدیک شد . پیاده میشوم آقا .

و حالا تو و مسیر و جدول پیاده رو و حرکت و شاید سکون به سمت مقصدی هر روزه که نمی دانم تو به سمت مقصد می روی یا مقصد تو را به سمت خویش می کشد .

و انتهای مسیر است و فلسفه به بحران نرسیدن و کشف نکردن  رسیده است و خدایی که دوباره انکار میشود و خرمایی که شیرینیش را احساس میکنی و نمی دانی خدا بهتر است یا خرما یا کشف شدنی ها یا مستترها .

دکمه آسانسور را می زنی تا به مقصد نهایی برسی و همیشه رسیدن صعود است برای فاعل شناسا . و اصلا وکیل می خواهی چه کار دکمه ها وکالتا تو را به مقصد می رسانند و کجاست نعم الوکیل

ترافیک ماشین ها نیست در شهر . ترافیک آدم هاست . ترافیک تنهایی ساعتی که وقتی کلید را در می چرخانی یا ادامه دارد یا با دیگر تنهایی ها تقسیم میشود .

و این زندگی فردیدی که هی کلامش لق لقه فکرت میشود که دوره دوره قهر خداست و از ته دلت آقای قاضی فریاد میزند فاینما تولو فثم وجه الله و دوباره ترافیک عین و ذهن و دل و این همه واژه که دستمان را برای شفاعت نمی گیرند .یا صاحب الزمان الغوث

 


+ دوشنبه بیست و دوم مهر 1387 ساعت6:30 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

مرثیه ای برای نسلم

 
بعد از مطالعه ی مطلب دوست عزیزم مهدی انصاری در مورد ما نسل سومی ها تصمیم گرفتم از یک منظر دیگه به این موضوع نگاه کنم. آنچه من تو این چند سطر می خوام به اون بپردازم متفاوت است با آنچه یپش ازاین در بسیاری جاها مطرح شده؛ابتدا چند سوال مطرح می کنم: اصلا آیا ما هم حتما باید مثل اسلافمان حتما آدمهایی باشیم بحران دیده ؟حتما باید شرایط سخت را تجربه کرده باشیم تا مدیران موفقی باشیم یا نه اصلا آدمهای موفقی باشیم؟ اصلا الان نیاز جامعه ی ما مدیر موفق یا متفکرموفق؟

من اصلا کاری به جواب مثبت یا منفی این سوالات ندارم چون همونطور که گفتم می خوام از یه چشم انداز متفاوت به بررسی نسل سوم انقلاب بپردازم،و اون این مسئله است که آیا از این نسل ایا متفکر و اندیشمند در میآد؟اگر جواب شما مثبت است که هیچ ولی اگر پاسختان منفی است چه میزان از آن را تقصیر نسلهای پیشین می دانید و چه میزان را از این نسل می بینید؟

بعد از انقلاب اسلامی مردم ایران، نیاز به مدیران اجرایی قوی جهت به دست گرفتن امور مملکت بسیار به چشم می خورد،این مسئله تا بعد از جنگ و با کمی اغماض تا پس از دوران سازندگی به قوت خود باقی ماند اما پس از دوران سازندگی و کمتر شدن این نیاز درکشور و با شروع  دوران اصلاحات که تقریبا همزمان می شه با ورود ما نسل سومی ها به دانشگاه و حضور پررنگ در عرصه مختلف اجتماع و همچنین تغییر محاسبات جهانی و شکل گیری ارتباطات پیچیچده تر درجهان نیاز به اندیشمندا ن و متفکرینی جهت ابلاغ پیام اسلام و انقلاب به جهانیان بیش از پیش دیده می شد،دراین دوره هم باز این نسل پیشین ما بود که با بدست گرفتن سر رشته ی امور سعی در انجام این امر مهم داشت اما با کنار رفتن این دشته از متفکرین به دلایل گوناگون با خلایی بزرگ در این زمینه روبرو شدیم؛حال از اینجا این معضل بزرگ شروع به خودنمایی می کندذ که نبود متفکر و اندیشمند در میان نسل ما (البته با این پیش فرض اه شما این خلا را پذیرفته اید) به گردن چه گروهی است؟ما یا نسل پیش از ما؟!

در این مورد نمی توان با قطعیت تقصیر را به گردن یکی از این دو گروه انداخت اما شاید بتوان مقصر اصلی را معرفی کرد؛پس از جنگ تحمیلی و کمتر شدن دغدغه های نسل پیشین ما باید شاهد انتقال تجربیات این نسل یه نسل بعدی که ما باشیم می بودیم اما واقعا این نسل چقدر در انجام رسالت خود موفق بوده است ؟به قول دوست عزیزم آقا مهدی حال که نسل ما از قرار گرفتن و روبرو شدن با یک سری از بحرانها و مشکلات محروم بوده است آیا نباید در محیط بحران قرار گیرد یا نه حتی کمتر از این نباید این مسائل برای ما بازگو شود؟

من سهم نسل گذشته از این معضل را در همین حد می دانم و عمده ی مسئله را به هم نسلان خود معطوف می کنم؛

آیا واقعا الگوهای رفتاری نسل ما پدرانمان هستند یا با شکل گیری ارتباطات و بروز ماهواره و اینترنت عمده ی الگو برداری خودمان از دنیای خارج از محیط  زندگی خود می گیریم؟اصلا ما چه مقدار از وقت روزانه ی خود را اختصاص به خانواده می دهیم؟آیا اگر موضوع مهمی برای ما مطرح شود پیش از هرکس و یا حتی هر چیز دیگری اولین مشاور خود را خانواده  و پدر و مادر قرار می دهیم؟ارتباط گرفتن ما با اساتید و سایر بزرگان چگونه است؟چقدر به مطاله می پردازیم(به عنوان راهی برای ارتباط غنی تر با دنیای اطراف)؟اصلا چقدر روزنامه می خوانیم (به عنوان سخیف ترین نوع مطالعه)؟

به عنوان یک نسل سومی بعید می دونم از این نسل متفکری بیرون بیاد،ازنسلی که متوسط مطالعه اش در هفته به زور یه یک ربع ساعت می رسد نباید انتظار متفکر داشت!!!چه رسد به یک مدیر متفکر!!!

خیلی خوشحال میشم این موضوع به یک گفتمان تبدیل بشه شاید راه حلی بدست بیاد!!

منتظرم

 


+ یکشنبه بیست و یکم مهر 1387 ساعت12:58 بعد از ظهر | محسن رحیمی |
 
 

همه ما دعوت شده ايم

 

امروز دعوت ،جديد ترين فيلم ابراهيم حاتمي كيا را ديدم.در اين چند روزه خيلي از نقد هايي كه خواندم طوري قلم فرسايي كرده بودند كه انگار حاتمي كيا براي اولين بار است كه از فضاي سينماي جنگ فاصله مي گيرد.نبايد در بررسي آثار سينمايي يك كارگردان،آثار تلويزيوني او را نديد و به حساب نياورد.اولين نغمه هاي خروج حاتمي كيا از سينماي خاص جنگ با ارتفاع پست زده شد كه جنگ نقش بسيار نامحسوسي در آن ايفا مي كرد.سريال حلقه سبز اولين اثر حاتمي كيا است كه كاملا از محيط جنگي بيرون است.البته ضعف اين سريال و عدم اقبال به آن بعضي را به اين نتيجه رسانده بود كه حاتمي كيا تنها و تنها به درد فضاي سينماي جنگ مي خورد.اما حاتمي كيا با ساخت "دعوت" اثبات كرد كه آن يك دسته اشتباه مي كنند.

حوصله نقد نوشتن ندارم.اما همين قدر بگويم كه دعوت حاتمي كيا به نظر من فيلم خيلي خوبي براي سينماي ماست.هرچند كه اين، بهترين فيلم او نيست.


+ پنجشنبه هجدهم مهر 1387 ساعت8:17 بعد از ظهر | |
 
 

نسل بي چالش

 

نسل بي چالش*

 

-گفته اند و شنيده ايم كه نسل اولي ها انقلاب كردند و در كوران بحرانهاي مبارزه پخته شدند.

-گفته اند و شنيده ايم كه نسل دومي ها جنگيدند و براي حفظ و تثبيت اين انقلاب جهاد كردند و كوشيدند و در اين كوره عيار مرديشان را بالا بردند.

-گفته اند و شنيده ايم كه نسل سومي ها كنكور دادند و درس خواندند و درس خواندند و درس...

گمان كنم كه اثبات اينكه درس خواندن و علم بالكل از همه چيز مهمتر است ضرورتي ندارد اما اين ميان سوالي پيدا مي شود؛ اگر قرار باشد ثمره ي انقلاب براي نسل هاي نخستين بازنشستگي باشد، پس احتمالا تا چند سال ديگر در نظام مديريت كل دچار مشكل مي شويم. از آن جهت كه براي نسل سوم(وارثان انقلاب) نه كوره و كوراني بوده كه عيار مردييش را بالا برد و نه نواي شيپوري شنيده تا استواري و پايدارييش را بسنجد. خانواده هاي اين نسل هم عموما به جهت آنكه خود رنج كشيده بودند در پي فراهم آوردن آرامشي نسبي براي اين نسل مظلوم بودند. قسمت دردناك ماجرا آنجاست كه تا به حال نقش نسل سوم در عالم سياست و مديريت كل(كه تقريبا حضور جدي اين نسل است) در حد پادويي سياسي(در هر دو جناح) –كمابيش- مانده است و سر اين نسل سرنوشت ساز كه مسؤول دوران بعد مديريتي است فعلا بي كلاه مانده.

گمانم نگراني ام را تا به حال توانسته ام منتقل كنم اما روي سخن نه به مسؤولان كه با خودمان است. در واقع بهتر است حديث نفس كنيم. چون اگر بحث از حديث نفس بيرون رود و به گستره ي مديريتي كلان برسد در حد بخشنامه ها و دوره هاي مديريت بحران براي جوانان مي رسد كه احتمالا در آنها بحران مي سازند تا هنرجويان پخته شوند! اما ما چه كنيم؟ شايد وظيفه ي ما اين باشد كه به دنبال مواقعي باشيم كه بتوانيم مسؤوليت قبول كنيم. و يا سعيمان ورود به شرايطي است كه نمونه ي كوچكي از شرايط تصميم گيري و تصميم سازي باشد. البته با رعايت معادله ي توان و حجم كار. يك نمونه ي بارز اين مساله هم اردوي جهادي است. پس از گذراندن اردوهاي متعدد جهادي و در جريان اجرايي آنها بودن اين احساس در من قوت گرفته كه شرايط اردوهاي جهادي مي تواند بستر رشد توانهاي هدايت و رهبري در شرايط سخت را فراهم آورد. دور بودن از محيط مانوس زندگي، نا آشنايي با محيط كار، شرايط سخت عمومي اردوها، زمان زياد اردو كه باعث كم شدن انرژي گروه مي شود،‌ انجام دادن كارهاي سخت و بالاتر از توان بدني و ... همه از نتايج، بركات و ثمرات اردوهاي جهادي هستند كه بايد از طرف ما-نسل سومي هاي دور از چالش- جدي گرفته شود.

 

*ایده ی اولیه ی متن از برادر بزرگتر و دوست بزرگوارم علی الفت پور

 

 

 


+ سه شنبه شانزدهم مهر 1387 ساعت10:49 بعد از ظهر | مهدی انصاری |
 
 

اعدام فرعون یا اعدام دیپلماسی

 

دیدید خبری نشد !!!

زنگ پشت زنگ ، خواهش پشت خواهش ، زبانم چیز تهدید پشت تهدید (مراجعه به جمله از هستی ساقطت میکنم بعضیا) که چی ؟ حسنی مبارک بالاترین شخصیت مصر عرض کرده است که خالد اسلامبولی دیدی ندیدی ؟ اصلا خالد اسلامبولی القاعده ای بوده آقای متکی .

و آقای متکی هم در راستای همین مهر ورزی با کمک دوستان بزرگوار دیگر که همه هم دلایل منطقی دارند (اما با منطق خودشان) برنامه پخش مستند اعدام فرعون که مربوط به قتل خالد اسلامبولی است را ملغی کردند که ناچارا در دفتر بسیج دانشکده حقوق برگزار شد .

بعد از پخش این فیلم هرچه آسمان را نگاه کردم که ببینم به زمین آمده یا نه چیزی نیافتم . نه مصر به بی اعتنایی خودش به ایران افزود و نه کاردار ایران به وزارتخانه مصر احضار شد . همه چیز با خوبی و خوشی تمام شد

اما آنچه که گفته نشد :

حضرت آقا در دیدار ماه رمضان امسال فرمودند : دانشجو نباید سیاسی کاری کند .سیاسی کار مختص به ماهاست (اشاره به مسئولان نظام).

ما همیشه دنبال آرمان های خودمان هستیم . مصر خوشش بیاید یا نه . دستگاه دیپلماسی وظیفه ای دارد و ماهم وظیفه ای او وظیفه اش دیپلماسی فعال در منطقه است و ما وظیفه مان آرمان خواهی در راستای بازگشت فلسطین عزیز به اسلام و تمجید از کسانی که در راه خودفروشی فلسطین محکم قدم بر می دارند . از تمام مسئولین خواهانیم که به وظیفه خودشان عمل کنند و ما را نیز با وظیفه هایمان تنها بگذارند .

من در ابتدا موافق برنامه نبودم . احساس می کردم وحدت جهان اسلام بر هم می خورد اما پس از برگزاری مراسم فهمیدم که حفظ وحدت جهان اسلام در ارتباط مستقیم با یکسان کردن هدف ها و علایق است تا وقتیکه هر کسی ساز خودش را می زند و عشوه و ناز جایگزین عقلانیت است همان بهتر که دستگاه دیپلماسی ماه ها بنشیند و پاسخ گوی کار امروز ما به مصر باشد

اما نکته بسیار مهمی هست . مصر اعلام کرده با پخش مستند اعدام فرعون آنان نیز مستند خمینی امام خون را در دانشگاه مصر پخش خواهند کرد . امیرالمومنین در  جنگ صفین فرمودند به رهبر دشمنانتان توهین نکنید که آنان نیز به رهبر شما توهین میکنند و شان من از معاویه بالاتر است . این نیز استدلال محکمی برای عدم پخش فیلم بود .

اما کسانی که در پی توهین به امام راحل ما هستند خشمگین شدگان از قتل انورسادات نیستند که دشمنانی هستند نفوذ کننده در مصر و با سواستفاده از جریان پیش آمده میخواهند از آب گل آلود ماهی بگیرند .

 

 


+ یکشنبه چهاردهم مهر 1387 ساعت8:9 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

ما و او

 

اندیشیدن به اینکه من هیچ چیزی نیستم شاید با اصول علم امروز ، اعتماد به نفس و یا خودباوری در تعارض کامل باشد اما همیشه دو چیز است که من را میان چیزی بودن یا نبودن ، کسی شدن یا نشدن و ذلت و بزرگی در حال تاب دادن است .....

ببخشید در مورد شعر عکس حواسم به سطح عمومی کار نبود . عکس رو حذف کردم . از حساسیت همه دوستان هم تشکر میکنم و سپاس گذار شما و حضرت باری تعالی هستم . یا علی


+ جمعه دوازدهم مهر 1387 ساعت3:35 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

احمدی نژاد و ظهور

 
 

نوای دعوت به گفتگو درباره منجی آخرالزمان در نیویورک

من فعلا به اقتصاد و تورم قیمت سیب زمین کاری ندارم ، کاری ندارم که فلانی خیلی برای احمدی نژاد زحمت کشید و راحت کنار گذاشته شد . یا چقدر به شعارهای دولت نهم عمل شده یا نشده . امروز بی شک محمود احمدی نژاد یک چهره خبر ساز در سازمان ملل است که سخنانش پوشش خبری وسیعی دارد . ما شیعیان و علاقه مندان به انقلاب همیشه این گلایه را داریم که چرا فرهنگ تشیع به درستی در سطح جهان توزیع نمی شود . حالا پس از سه دهه از انقلاب اسلامی فرصتی فراهم شده تا یکی از خبرسازترین چهره های جهان در سازمان ملل با یک پوشش عظیم خبری سخنرانی کند و بیشتر مردم جهان حداقل بخشی از سخنان او را حتی سرسری گوش بدهند . به نظر شما فرصتی از این مغتنم تر برای سخن گفتن درباره آینده بشریت که به زعم ما به دستان آقا امام زمان هست وجود دارد . بگذریم از اینکه خیلی ها سعی دارند این سخنان را در پوشش انجمن حجتیه بی اهمیت نشان دهند و خیلی از اساتید لائیک دانشگاه تریبون سازمان ملل را محل گفتمان های سیاسی و اقتصادی می دانند و نه دینی اما حضور احمدی نژاد و سخنرانی او در زمینه ظهور یعنی توزیع یکی از فرهنگ های تشیع در حیطه توان احمدی نژاد. او کار خودش را برای ظهور تا حدودی انجام داده . ما چقدر از توانمان را برای ظهور گذاشته ایم . یاد حدیثی افتادم که میگوید : در آخرالزمان سخن از امام زمان فراگیر وهمه گیر میشود . احمدی نژاد در حد بضاعت خود این کار را انجام داد

 


+ جمعه پنجم مهر 1387 ساعت6:11 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

چرا؟!

 
سوالی که این روزها بیشتر از همیشه ذهنم رو مشغول کرده ...

چرا ما بچه حزب اللهی ها اینقدر تو کارهای تشکیلاتی ضعیف عمل می کنیم؟!

خواهشم از همه اینه اون چیزی که به ذهنشون می رسه رو همینجا بگن.حتی کسانی که جدی ترین مطال رو هم به مسخره می گیرن! مثل پت و دمپایی!


+ چهارشنبه سوم مهر 1387 ساعت11:28 بعد از ظهر | امیر حسین ثابتی |
 
 

 

از کوله های کهنه غذا در میاوریم
خب ! راستش ! ادای تو را در میاوریم

در روزهای سرد و کسل،  کنج عافیت
شمشیر از غلاف خدا در میاوریم

ما بی نماز مانده ترین ها سر نماز
خود را به شکل مرد گدا در میاوریم

انگشتر عقیق تو را در میاوریم !
اشک تو را اگرچه جدا در میاوریم !

این شور و شوق و شعر و شعاری که بین ماست
یک جور بازی است ! ادا در میاوریم !

در بین خطبه های تو شمشیر می کشیم
در موسم جهاد عصا در میاوریم

گیسو به خون خضابی محراب عدل و داد !
ما نیز کیسه های  حنا در میاوریم

کشکول و تیغ و نام تو در قهوه خانه ها
در خلسه ها دلی ز عزا در میاوریم

با ذکر – یا علی مددی – دست می دهیم
دستی که سرد پیش برادر میاوریم

صبر و سکوت و بغض تو مولا شکستنی ست
ما عاقبت صدای تو را در میاوریم


+ دوشنبه یکم مهر 1387 ساعت2:46 بعد از ظهر | |
 
 

موضوعات

سیاست و دیانت

ادب و شعر

فوتوغراف

درس تاریخ فرهنگ

 

 

مطالب اخیر

اینجا دادگستری محل گرفتن حق و اجرای عدالت است

تلخ است

برای سجاد عزیز...

تقليد يا توليد؟

شورش یا جنبش

تناقضات کودتای سبز با خط امام - 3 + دانلود پوستر

هر چه از دوست رسد نیکوست

در نقش رسانه

تناقضات کودتای سبز با خط امام - 2 + دانلود پوستر

برای آقای کلاسهای دینی

درس یک و دو تاریخ (سی مهر)

تناقضات کودتای سبز با خط امام - 1 + دانلود پوستر

کجا میتوان گریخت ؟

آيا نبايد آرزوي نابودي عنصر ضد ولايت فقيه را داشت؟