تبليغاتX
شب همچنان سیاه است
  شب همچنان سیاه است

 

این جبهه نیرو ندارد!!!!

 

واجباتی که بر زمین مانده است
یا
این جبهه نیرو ندارد!
1.
تولید، توزیع و تبلیغ سایت های اینترنتی، فیلم ها، لوح های فشرده، نوارهای کاست، مجلات، روزنامه ها، کتاب ها و انواع آثار هنری به منظور گسترش فرهنگ و معارف اسلامی و مبارزه با تهاجم فرهنگی و ابتذال اخلاقی، از مصادیق مهم عمل صالح و از واجبات کفایی و دارای پاداش اخروی بزرگ است.» 
2.
«تولید، توزیع و تبلیغ سایت های اینترنتی، فیلم ها، لوح های فشرده، و سایر رسانه ها که دربردارنده تصاویر یا متون شهوت انگیز هستند و موجب انحراف و فساد می شوند و یا مشتمل بر موسیقی مطرب و مناسب با مجالس لهو و گناه باشند از گناهان بزرگ شمرده می شود و خرید و فروش آنها حرام است. همچنین خواندن، تماشا کردن و گوش دادن به آنها هم جایز نیست.
3.
هر نوع تجارتی که به نفع دولت غاصب صهیونیستی که دشمن اسلام و مسلمین است، تمام شود حرام است. وارد کردن و ترویج کالاهای آنان که از ساخت و فروش آن سود می برند، جایز نیست. اگر این قبیل کالا در فروشگاه های کشورهای اسلامی باشد، خرید آن ها بر مسلمانان حرام است.
4.
تولید سایت ها در شبکه اینترنت به منظور اشاعه فرهنگ و معارف اسلامی و مقابله با اندیشه های کفرآمیز و ابتذال اخلاقی، مستحب و در شرایطی که نجات آحاد جامعه از تهاجم فرهنگی و ابتذال اخلاقی و اعتلای اسلام منوط به تولید این قبیل سایت ها باشد، واجب است و افرادی که توانایی علمی، فنی و مالی آن را دارند، باید به تولید آن مبادرت ورزند.
 
***
 
این فتوای آیه الله خامنه ای است که چند روز پیش در کتاب دین و زندگی دوره پیش دانشگاهی آن را خواندم! و تا هنوز در بهت بیداری نهفته در این کلام، و غفلت عظیم جماعت حزب اللهی ام. خدای من، اگر هر بچه مسلمان نه، لا اقل مقلدین ایشان در عمل به این واجب شرعی می کوشیدند و نمی دانم چند هزار پایگاه بسیج دانش آموزی و طلبه و دانشجوی این مملکت می شد چند هزار پایگاه توزیع محصولات فرهنگ و هنر اسلام انقلابی، چه شوری برمی خاست از این شعور. ومعلوم نیست این «فراز»های فقه اهل بیت، چگونه در ذهن بچه مسلمان های ما «فرود» می آید که اگر از تست کنکور بگذرد، به دانشگاه نرسیده بی اثر و خنثی می شود.   
یاد
میرزای شیرازی، شیخ فضل الله نوری و خمینی کبیر؛ بزرگ مرزبانان نستوه شیعه در پاسداری از عزت و بیداری اسلام در عصر جاهلیت ثانی، زنده باد.
  
راستی،  این چه سری است که هم فتوای جهاد حضرت روح الله «واجب کفایی» است و هم «حکم جهاد» ره بر؟ آیا نه این است که هیچ چیز تغییر نکرده و تنها سنگرها عوض شده ست؟ آیا جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی امتداد همان خاکریزها نیست که امروز تا وسط شهرهای ما کشیده شده و در مدرسه و دانشگاه، کارخانه و اداره، سینما و رسانه ملی، کتاب ها، روزنامه ها و مجلات از ما تلفات می گیرد و صدای ترکش هایش به گوش نمی رسد؟ آیا این جبهه نیرو ندارد؟ 
 



+ پنجشنبه سی ام خرداد 1387 ساعت10:50 قبل از ظهر | محسن رحیمی |
 
 

خدایا آیا هنوز نوبت آمدن منجیمان نرسیده است ؟(روایت بغضی که در گلو مانده بود)

 

خدایا آیا هنوز نوبت آمدن منجیمان نرسیده است ؟

زمانی که تمام آنان را که می پنداشتم بزرگان قوممان هستند متهم به فساد اقتصادی میشوند اما عجیب آنکه صدای هیچ تکذیبیه ای از بیوت محترمشان بلند نمیشود و من هر روز بیشتر در شک فرو می روم که حضرات مستطاب که صدای عدالتخواهیشان گوش فلک را کر کرده خود سید مفسدان اقتصادی هستند . یاد دوران حکومت آقا امیرالمومنین می افتم که طلحه و زبیر که آبروی جنگجویان صدر اسلام بودند خود اسیر نفسانیت شده بودند . یاد حرف های پدربزرگم می افتم که میگفت ۷۰ سال پیش در درس اخلاق استادم نشسته بودم که به من گفت . مکاشفه ای برایم حاصل شد که در دوران ظهور مردم از ظلم برخی  مقدسین به دامان امام عصر پناهنده میشوند . یاد حرف هایی می افتم که حضرات ابتدای انقلاب می زدند که این انقلاب از بیرون آسیبی نمی بیند و این آسیب از درون است و بس . امیدوارم که تمامی بزرگوارانی که مظنون به اتهامات آقای پالیزدار شده اند از خویش دفاع کنند و حداقل روزنه ی امیدی به دل ما باقی بگذارند . هر چند اشارتا باید گفت که با مفسد شدن این خدمتگزاران کوچک انقلاب هیچ خللی در سد آهنین الهی انقلاب وارد نخواهد شد و ای کاش می فهمیدیم از اینکه بگوییم طلحه ها و زبیرها دزدان قافله شده اند آبروی اسلام و مجاهدین نمی رود بلکه تنها بندگان نفس از خدمتگزاری این انقلاب مرخص میشوند

 جنبش عدالتخواه دانشجويي پيرامون افشاگري‌هاي اخير بيانيه اي صادر كرد كه در آن آمده است:

تکليف حرف‌هاي پاليزدار چه مي‌شود؟
يک ماه پيش خبر رسيد که آقاي عباس پاليزدار که خود را دبير اجرايي تيم تحقيق و تفحص مجلس از قوه قضاييه خوانده با حضور در جمع دانشجويان و در برنامه‌اي با موضوع بررسي پرونده‌هاي مفاسد اقتصادي و به دعوت يکي از تشکل‌هاي دانشگاه بوعلي سينا همدان و دو روز پس از آن به دعوت يکي ديگر از تشکل‌هاي دانشجويي در دانشگاه صنعتي اصفهان به سخنراني و افشاگري پرداخته است. خبر اين اتفاق که هنوز رسانه‌اي و جنجال سياسي نشده بود، بسيار سوال برانگيز بود که انگيزه وي از اين اظهارات چه بوده است؟

در آن مقطع زماني، نگراني خود را با نمايندگان عضو هيأت تحقيق و تفحص ار قوه قضاييه مطرح نموديم. با بررسي‌هاي بيشتر درباره وي متوجه نوعي ابهام، نگراني و آشفتگي در اعضاي تيم تحقيق و تفحص شديم. که اين مسئله تاکنون نيز باقي مانده است، اما:

بديهي است که انتخاب اين نوع روش در افشاي محتواي برخي پرونده‌هاي غير قطعي با ذکر اسامي از منظر اخلاق، شرع و قانون اشتباه است و قابل دفاع نيست. از جمله اينکه روش انتخابي ايشان، مورد سوء استفاده دشمنان قرار گرفته و حتي فرصتي را براي زراندوزان و زورمداران و اهالي تزوير در داخل کشور ايجاد کرده است که بتوانند فضا را به سادگي در راستاي منافع خود هدايت کنند. و يا اينکه افرادي به چيزهايي متهم شده‌اند که هنوز دستگاه قضايي اتهام آنها را اثبات نکرده است و.. انتظار مي‌رود مسئولين در انتخاب افرادي که به اطلاعات مهم دسترسي دارند نيز دقت نمايند.

1. در اين غوغاي ايجاد شده متاسفانه عده‌اي دنبال اين هستند که عدالت‌خواهي را محدود به روش و مسير پاليزدار نمايند و از اين طريق اصل اين جريان ضروري و حياتي براي نظام را متهم و تضعيف نمايند. حال آنکه مسير جريان اصيل عدالت‌خواهي الزاماً افشاگري نيست، آن هم با اين سبک و سياق، و عقلانيت رکن جدايي ناپذير آن است. حتي اگر نيت چنين کارهايي خير باشد انتظار سعه صدر بيشتري از اين افراد مي‌رود

2. اما در اين ميان نوع برخورد با عباس پاليزدار نيز غلط و خلاف عدالت است. ايشان جرمي مرتکب شده است که بواسطه آن بايد در دادگاه‌ صالح و به صورت علني از خود دفاع نمايد. اينکه عده‌اي تلاش کنند به سرعت ايشان و يا هر کس ديگري که فرياد عدالت سر داده (ولو به روش غلط) را متهم به فساد اقتصادي (و در موارد مشابه اخلاقي) ‌نمايند هيچ توجيه شرعي و قانوني ندارد. بويژه زماني اين مسئله خطرناکتر است که اين اتهامات با واسطه برخي مسئولان کشور به رسانه‌ها ارائه و بعدا صحت آن با ترديد مواجه مي‌شود. سوال اين است که آبروي پاليزدار نبايد به اندازه آبروي متهميني که ايشان نام برده محترم باشد؟

از سوي ديگر همه ارگانها و مسئولان و... ارتباط و آشنايي با ايشان را چنان تکذيب مي‌کنند که گويي اساساً چنين فردي وجود نداشته است! در حالي که تحقيقات ما (که بلافاصله پس از برپايي جلسات وي در دانشگاه‌ها شروع شد) نشان ميدهد که وي با کميته تحقيق و تفحص از قوه قضائيه همکاري نزديک و بلند مدت (حداقل شش ماهه) داشته است و يا اينکه در مرکز پژوهش‌هاي مجلس فعاليت داشته است (ولو بدون مسئوليت رسمي). اين نحوه تکذيب کردن ( و يا بهتر بگوييم دروغگويي) در شان اين دسته از مسئولان کشور نيست و پذيرفته هم نمي‌شود.
در ضمن رييس سازمان بازرسي کل کشور در نشست خبري در پاسخ به سوال خبرنگاري مبني بر اينكه آيا پاليزدار عضو هيأت تحقيق و تفحص مجلس از قوه قضاييه بوده است يا خير، گفته: پاليزدار رسما توسط نمايندگان هيأت تحقيق و تفحص مجلس هفتم به سازمان بازرسي براي انجام كارهاي مقدماتي تحقيق و تفحص معرفي شده است !
3. دستگاه قضايي در قبال حفظ آبروي تک تک شهروندان جمهوري اسلامي مسئول است. همه شهروندان نيز طبق اصول اسلامي و مر صريح قانون اساسي در برابر قانون يکسانند. اما چگونه است که ناگهان پرونده‌اي از مشکلات اقتصادي فرد مذکور از سوي سازمان بازرسي (که قانونا اجازه انتشار اينچنين پرونده‌هايي را ندارد) بيرون کشيده ميشود؟ اگر انتشار پرونده‌ها قبل از صدور حکم غلط است، چرا درباره ايشان اين اتفاق افتاد؟ آيا جا ندارد که با مرجعي اي که اين پرونده را عليه ايشان منتشر کرده برخورد شود؟

4. اما مسئله اصلي که در اين غوغاي سياسي در حال فراموشي است محتواي سخنان پاليزدار است. بالاخره اين سئوال در افکار عمومي مطرح است که تکليف حرف‌هاي ايشان چه مي‌شود؟ اين مطالب در جامعه پخش شده است و قوه قضائيه بايد تکليف اين پرونده‌ها را شفاف کند. با جنجال و برخورد با پاليزدار نمي‌توان حرف‌هاي ايشان را از اذهان عمومي پاک کرد. وظيفه قوه قضائيه در اين مقطع شفاف سازي تمامي پرونده‌هايي است که ايشان از آنها نام برده است. فارغ از آنکه بسياري از اين پرونده‌ها سالهاست که در محافل خصوصي و عمومي، و در افواه عوام و خواص مطرح است، برخي نيز از سوي مسئولين قوه قضاييه در اجتماعات عمومي دانشجويي طرح شده و اسناد آن نيز موجود است. لذا بي ترديد بخش مهمي از موارد ذکر شده وجود خارجي دارند و دستگاه قضا موظف است نحوه رسيدگي و نتايج حاصل را به مردم گزارش دهد. ذکر اين نکته بجاست که اين پرونده‌ها نبايد کما في سابق مشمول گذر زمان گردند و با اطاله دادرسي همچنان بي جواب بمانند. عدم شفاف سازي و در عين حال برخورد سنگين با پاليزدار و موارد مشابه، نه تنها اذهان مردم را مثبت نمي‌کند بلکه شائبه‌ها را زيادتر کرده و مردم را از اراده نظام براي برخورد با فساد و تصفيه خود از مفسدين، مأيوس مي‌نمايد.

5. آيا اگر مصلحت انديشي‌ها و منافع عده‌اي در قوه قضاييه و مجلس هفتم، مانع از قرائت شفاف و کامل گزارش هيئت تحقيق و تفحص از قوه قضاييه نمي‌شد، اينگونه جريانات فرصت به دست گرفتن فضا و بازي با آبروي ديگران را بدست مي‌آوردند؟ به راستي اگر قوه قضائيه با مفسدان اقتصادي با قاطعيت و دقت برخورد مي‌کرد و آبروي افراد را به آبروي نظام گره نمي‌زد، چنين هزينه‌هايي بر جامعه تحميل مي‌شد؟ بايد پذيرفت که قوه قضائيه سال هاست که براي مفاد قانون اساسي و فرمانهاي مکرر رهبري مبني بر برخورد با دانه درشت‌ها و... اقدام جدي‌اي انجام نداده است و لذا شائبه‌هاي فراواني که در افکار عمومي و نزد خواص جامعه وجود دارد همچنان بي پاسخ مانده است. در حکومتي که منتسب به سيره حضرت اميرالمومنين (عليه‌السلام) است بايد عملاً با همان قاطعيت حضرت با مفسدين اقتصادي برخورد شود.

6. پديده افشا گري چه از جنس پاليزدار و يا عليه او و يا ماجراهاي شيراز و... در سال منتهي به انتخابات رياست جمهوري، استشمام آلوده شدن بيش از پيش فضاي سياسي کشور به بي‌اخلاقي سياسي را دارد و وظيفه همه دلسوزان نظام و بويژه دستگاه قضايي است که با اين مسائل برخورد جدي نمايد


+ چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 ساعت6:22 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

شریعتی یا مطهری ؟ مسئله این است ؟

 

شریعتی یا مطهری ؟ مسئله این است ؟

قل انما انا اعظكم بواحدة ان تقوموا لله مثنى و فرادى

آیا شریعتی و مطهری مردان زمان خویش بوده اند و باید برای آدم های نسل سه و چهار انقلاب ایدئولوگ های دیگری آورد . آیا می توان گفت که مبارزه را از گفتار شریعتی می آموزیم و مکتب را از منبر مطهری . اصلا تفاوت نگاه مطهری و شریعتی برای ما مهم است . بالاخره انقلاب حاصل کار شاگردان کدام یک است . مطهری یا شریعتی؟

آیا فرزندان ما و نوادگان ما شریعتی را دوست می دارند یا مطهری را ؟

مسئله این است شریعتی یا مطهری؟


+ چهارشنبه بیست و نهم خرداد 1387 ساعت5:56 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

به یاد مجاهد در مسیر شدن "دکتر علی شریعتی"

 

همه ماه محرم است و همه جا کربلا و همه روز عاشورا
در قبايل عرب همواره جنگ بود ، اما مکه زمين حرام بود و چهار ماه رجب ، ذي القعده ، ذي الحجه و محرم " زمان حرام " . يعني جنگ در آن حرام است. دو قبيله که با هم مي جنگيدند ، تا وارد ماه حرام مي شدند جنگ را موقتا تعطيل مي کردند ، اما براي آنکه اعلام کنند که در حال جنگند و اين آرامش سازش نيست ، ماه حرام رسيده و چون بگذرد جنگ ادامه خواهد يافت ، سنت بود که بر قبه ي خيمه فرمانده قبيله پرچم سرخي مي افراشتند تا دوستان ، دشمنان و مردم بدانند که جنگ پايان نيافته است.
آنها که به کربلا مي روند مي بينند که جنگ با پيروزي يزيد پايان گرفته و بر صحنه ، آرامش مرگ سايه افکنده است .
اما مي بينند که بر قبه ي امام حسين پرچم سرخي در اهتزاز است .

بگذار این " سالهای حرام" بگذرد !

 

منبع: کتاب حسین (ع) وارث آدم اثر دکتر علی شریعتی

(منبع عکس هم که مشخص است!!)

 


+ سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387 ساعت4:3 بعد از ظهر | سید حسین موسوی |
 
 

به بهانه سالروز شهادت دکتر مصطفی چمران

 
 

به نام خداوند مهربان

تقدیم به روح بزرگ شهید مصطفی چمران:

 

چراغ  که سبز می شود، می دویم و تکیه می زنیم به گاردریل کنار اتوبان. پیرمرد لنگ فروش نمی دود. آرام آرام می آید کنار گاردیل. چند روزی بیشتر نیست که که به جمعمان اضافه شده است. مهربان نگاه می کند. اما خان داداشم بدجوری شاکی است.

چراغ که سبز می شودمی دویم و تکیه می زنیم به گاردریل کنار اتوبان. نزدیک غروب است. گلهای قرمزم خیلی بی رمق به نظر می رسند. اگر بمانند می پلاسند. پژمرده می شوند. میان ماشین ها دنبال دختر و پسر جوانی می گردم. ماشینشان اگر مدل بالا هم نبود، عیبی ندارد. گل را باید به پسر نشان دهی و بگویی: نمی خری برایش؟

چراغ که سبز می شود می دویم و تکیه می زنیم به گاردریل کنار اتوبان. می دانی؟ خان دادشم گفته است که خیلی خطرناک است. از آن گذشته وقتی چراغ سبز می شود بازار هم کساد می شود. دیگر راننده ها حوصله ات را ندارند می خواهند زود بروند.

از طرفهای ظهر چند تا آقا آمده اند و پشت سرمان دارند چیزی روی آسمان می چسبانند. روی آسمان، چون وقتی نگاهش می کنم دور وبر عکسش همه آبی است. رنگ ابرها. عکس یک مرد است. کچل بامزه ای است. یک عینک بزرگ هم دارد. پیرمرد لنگ فروش انگار می شناسدش. اولین بار که دیدش خشکش زد. یک پاترول بزرگ نزدیک بود زیرش بگیرد. خان دادش اصلا توجهی نکرد اما من کمربندش را گرفتم و کشیدمش کنار گاردریل اتوبان. آخر چراغ سبز شده بود و او تکان نمی خورد. خان دادشم راست می گفت. خیلی خطرناک بود. کنار گاردریل که آمد گریه می کرد و با عکس حرف می زد.

بدجوری مهربان نگاه می کند. آقای کچل بامزه را می گویم. حتی مهربانتر از پیرمرد لنگ فروش که حالا دیگر هیچ کس از دستش شاکی نیست. حتی خان داداشم.  از وقتی که این عکس را چسبانده اند خیلی به من خوش می گذرد. انگار یک کسی هست که مواظب من است  و می خواهد بداند تا حالا چند تا گل فروخته ام. به خان داداشم می گویم این آقاه حتما پدرمان است . آخر من پدرمان را ندیده ام. داداش لبخند می زند و می گوید، می دانی زیرش چه نوشته؟

پدر همه یتیمان علی (ع)، مصطفی چمران.

 

 


+ جمعه بیست و چهارم خرداد 1387 ساعت12:34 بعد از ظهر | سید حسین موسوی |
 
 

به خاطر حسین

 

به خاطر حسین

زمین از دلبران خالی است یا من چشم و دل سیرم

اول مهر 85 بدون هیچ تصوری از آینده یک اتفاق جدید آغاز شد . دانشگاه . چه آرمانی پر از تهی . هفته دوم میگویم یعنی روزی 14 ساعت کنکور خواندن به اینجا می ارزد . ماه دوم میگویم یعنی دوازده سال در آرزوی اینجا بودن خیال واهی نبود و سال دوم میگویم . دانشگاه من و تو به هم عادت کردیم . تو یکی از روزمره گی های دیگر منی . شاید این نوشته در جواب نوشته روان سید بزرگوار به چشمانتان نیاید . اما لطفا بار دیگری نیز جور دیگری نگاه کنید . بیایید بدون اینکه روزمره شویم به روزمرگی اشکال بگیریم.

عالمی در جلوه و عاشق نبیند غیر دوست

زر بافان و شکرسخنان و زیبا رویان کاخ سلطان همه بار گرفتند و رخصت خودنمایی یافتند تا جلوه ای از جلوات شاهانه که به کمال و جمال به رعیت افاده شده را به پیشگاه سلطان بن سلطان عرضه کنند بل حال شمس عالم تغییر و عالم کون از تیرگی برون و رعیت دل شاد و ملک آباد گردد . در صدر بزازان و مشاطه گران حسن رسم دلبری آغاز نموده و البسه و اشربه به نیکی حاضر گردانیده و پیش مرگان دست به سفره بردند و پس از صحت اغذیه شاه را میل به غذا نمودند . شاه لب نجنبانید و شراب صلاه را به هوشیاری دوگانه اش واگذارد .

شکر سخنان عالم شعر آمدند تا زان نشئه ی مقدس دوشین و خمار بامداد و عالم مصاحبت خوب رویان آفرینشی آورده باشند بهر شاه . هر که قصیده سرایید شاه را خوش نیامد . گفتند مثنوی سرایان بیایند افسانه جنگاوری بسرایند . شاه را خوش نیامد . تنها غزل سرای دربار خطی نوشت و مکتوب را به دست دبیر باشی دادند تا به بزرگمهر وزیر سپارد تا بخواند . رخصت شاه و قرائت بیت :

نشان مرد خدا عاشقی است با خود دار                                  که در مشایخ شهر این نشان نمی بینم

شاه مست کلام از تخت بر زمین افتاد .

گفتند لولی وشان بیایند شاه محتاج محبت است . کنیزان را آوردند . چونان قرص قمر . سربازان را سر به زیر افکندند که ناموس ملک را نبینند که ناموس سِر شاه است و سِر شاه سِر خداست . مروارید دندان پر صدف ، خال صورت نقاشی ختن ، زلف زخمه های تار ، چشم خمار بامدادان یکی و شراب شامگاهان یکی . ابرو ،کمان تیرانداز یکی و صیاد شاه گیر یکی .

اما شاه لباس از کف برون آورد خنجر شاهی کشید . سینه را درید و قلب را بیرون کشید . قلب صدا می زد الله الله . الله و فال زدم دیدم این مصراع آمد :

عالمی در جلوه و عاشق نبیند غیر دوست  

خواستم بگویم حسین عزیز ، آیا هر کداممان از ملک و زیبارویان کناره میکشیم ، آیا از تخت شاهیمان تاج بر زمین میکوبیم . 313 یعنی این . من که اکنون اعتراف میکنم که نه سیدی

و برحمتک التی وسعت کل شی

کس ز احسان تو محروم نخواهد بودن                                  هیچ شک نیست که بخشی گنه شیطان را

می ترسم و نمی ترسم . می ترسم از روزمرگی :

چه کیفی داره پات رو روی پات بندازی و با خیال راحت و دل خوش بشینی جلو تلویزیون و به قاچ های پیتزا خاتون گاز بزنی و کوکاکولای لایت خنک آمرکیایی رو باش بفرستی توی قبرستون غذاها و بازیکنان ایتالیا رو با دل خوش تشویق کنی که یالا به هلند گل بزن . و از این روزمرگی تازه پیش آمده هیجانی بشی و بعد که به خلوتت می وری از اینکه امروزت بدون هیچ برنامه ای شبیه دیروز هدر رفت بترسی و با خودت بگی نکنه من نتونم عالم رو تغییر بدم . اما نگران نیستی . نمی ترسی چون رسانه ها نمی گذارند که بترسی . تلفن همراهت همیشه کنارت است . تکنولوژی جای قرآن رو گرفته . اون همراه ماست نه او.

می ترسم از فردا که آقا بیاید و چشم در چشمانش بدوزم و بگوید تو به درد کار ما نمی خوری .

اللهم اغفرلی لی ذنوب التی تنزل بلا

پایان قصه ها همه تلخ است بعد از این               گم میکنند خانه ی خود را کلاغ ها

 

 

 


+ پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 ساعت4:51 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

بخاطر سجاد

 

به نام خداوند مهربان

بخاطر سجاد:

چقدر ماشينم را دوست دارم. چقدر برايم عزيز است. آخر مي داني، با آن هر وقت كه بخواهم و هر كجا كه بخواهم مي روم. تا آخر وقت مي روم هيئت و آن هم دورترين هيئت ها به خانمان.

چقدر موبايلم را دوست دارم. موبايلم بلوتوث دارد! با آن از دوستان خوبم مداحي و برنامه هاي خيلي خيلي مفيد، مثل قرآن مشكات و ... مي گيرم. موبايلم دوربين هم دارد. با دوربينش عكس هاي يادگاري مي گيرم و آنها را در كامپيوترم ذخيره مي كنم تا هميشه به يادشان باشم.

اين ها كه همه ماديات است. اصلا بي خيال ماديات.

چقدر جهان بيني ام را دوست دارم. اعتقاداتم را. حاج قربان را. دوستانم را. مهدی را، سجاد را ... همه را. اصلا همه كارهايي كه در اين دنيا مي كنم را چقدر دوست دارم.

چقدر دل من شلوغ است. اصلا ترافيك است. ماشينم مي رود، گوشی ام، مي آيد.  گوشی ام، مي رود، صورت آن دوستم در دلم مجسم مي شود. اصلا براي تو جا نيست. كه گفته است كه القلب حرم الله؟ اصلا من براي تو جا ندارم. ظرفيت تكميل است. تو در دل من جايي نداري،

اي خداوند مهربان!

 


+ پنجشنبه بیست و سوم خرداد 1387 ساعت10:14 قبل از ظهر | سید حسین موسوی |
 
 

چرا باید فقط با بعضی ها مدارا کرد؟

 

آیا توهین به فرهیختگان یک قوم و بزرگانی چون آیت الله مصباح راه رسیدن به توسعه سیاسی و جامعه مدنی است ؟

میگفت جامعه ی مدنی یعنی جایی که همه بتوانند حرفهایشان را بزنند و کسی به کسی بی احترامی نکند . میگفت دموکراسی یعنی زندگی اقلیت در کنار اکثریت بدون تحمیل عقاید و با مدارا و سازش و احترام.

شیخ ما گفت :من به جامعه مدنی شما نقد دارم .

آنکه میگفت همه می توانند حرف بزنند گفت : آهای مصباحیه همه بایند حرف بزنند غیر مخالفان جامعه مدنی . اصلا مخالفان دموکراسی حق حیات و حرف زدن ندارند . تو هم لیاقت فحش داری پس ای .....

شیخ ما با لبخند سکوت کرد و به آینده نگریست .

قصه گو نتیجه گرفت : خدا پدر تاریخ را بیامرزد که کم حافظه نیست .

و حافظ نمی دانم از کجا وارد قصه شد و گفت :

زاهدان کین جلوه بر محراب و منبر میکنند

چون به خلوت می روند آن کار دیگر میکنند


+ چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387 ساعت0:2 قبل از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

به بهانه شهادت اسوه زنان عالم،‌ زهراي اطهر (ع):

 

 

به نام خداوند مهربان

بانوي آب ها

 

امتداد انگشت اشاره ام را كه بگيري و صاف بروي بالا، مي رسي به همانجا كه مي گويم. مرسي به آسمان ها؛ به مطلع نور.

و خورشيد را مي بيني كه دودل تابيدن است و مدتي مي شود كه اين پا و آن پا مي كند. تو گويي هنوز خبردار نشده است! حالا ديگر وقتش رسيده كه خود را بنماياند و ظلمات ارض را از نورش بشكافد. اما با نگاه نگرانش از ابر مي پرسد: مگر مي شود امروز او خواب مانده باشد؟

اينجا،  اما تو مي داني دستان سپيدار بسته است و طاقت شقايق ها طاق شده.

اينجا، آسمان غمگين است و گل سرخ خيلي وقت است كه منتظر زمستان است.

و ابر ها بر خلاف هر روز، در جواب آفتاب صحبتشان را با گريه آغاز مي كنند: آري چشمان فاطمه براي هميشه بسته است.

فغان تا عالم لاهوت مي رفت    به روي شانه ها تابوت مي رفت

خزان با لاله حيدر چه كرده؟        شرر با برگ نيلوفر چه كرده؟

 

 

و اكنون، هنگامه ي غروبت، با قلبي غم زده آمديم تا به گوش جهانيان برسانيم، بانوي آب ها غريبانه رخت بربست.

تقديم به بيكران مهر و عطوفت،

روح كعبه،

       المهدي (عج).

 


+ سه شنبه چهاردهم خرداد 1387 ساعت11:58 قبل از ظهر | سید حسین موسوی |
 
 

اسلام مستضعفین

 

و روزی خواهد رسید که مستضعفین به برکت انقلاب خمینی و تحت لوای سیدنا امام عصر وارث این زمین پهناور میشوند . مستضعفین تنها فقرا نیستند هر جا که مردمی زیر سلطه کفر و غرب بمانند با تمام ثروتشان دست نشانده و سلطه پذیر مستکبرین خواهند شد


+ شنبه یازدهم خرداد 1387 ساعت10:52 بعد از ظهر | محمد سجاد نجفی |
 
 

موضوعات

سیاست و دیانت

ادب و شعر

فوتوغراف

درس تاریخ فرهنگ

 

 

مطالب اخیر

نامه ها بر نامه ها

عاشورای 88

عجب صبری خدا دارد، اگر من جای او بودم...

هشدار هشدار همه به سوی خدا بر میگردیم

هنوز پرچم بالای گنبد ارباب سیاه است

طلوع می کند اکنون به روی نیزه سری

اللهم جعل عواقب امورنا خیرا!!!!

مانیفست سکوت

و هنگامیکه مصیبتی بر شما نازل شد بگویید انالله و انا الیه راجعون

چرا ولايت مطلقه ؟

کسی به حسن و حلاوت به یار ما نرسد

سکوت شکست

حكم اسلام درباره مخالفان ولايت فقيه چيست؟

درس 1 تا 7 تاریخ